بزرگترین دروغ قرن بیستم: سفر به ماه

بزرگترین دروغ قرن بیستم: سفر به ماه

اگر باور نمی کنید، اشکالی ندارد. فقط  بگویید چرا در ۴۰ سال پیش انسان به ماه رفت و سالم برگشت، اما حالا دیگر قادر به چنین کاری نیست؟

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/moonset.jpg

“در دروغ بزرگ همیشه قدرت معینی از قابلیت باور کردن وجود دارد. چرا که افراد زیادی از یک ملت همیشه تحت تأثیر عواطف به راحتی گول می خورند حالا یا عمدی یا سهوی. و به خاطر سادگی و بی آلایشی و صداقت باور آنها، راحت تر قربانی یک دروغ بزرگ می شوند تا یک دروغ کوچک. چرا که آنها خودشان در موارد کوچک، دروغ های کوچک می گویند و از گفتن دروغ های بزرگ شرم دارند (و دولت مردان در این مورد شرمی هم ندارند). هرگز به ذهن این مردم خطور نمی کند که دروغ های خیلی بزرگ بسازند و هرگز هم باور ندارند که دیگران چنان گستاخ باشند که این چنین صداقت را بدنام کنند ولو این که مدارک این چنین دروغی را برای ذهن آنها ثابت کنند آن هم به طور آشکار، باز هم به دروغ بودن آن دروغ بزرگ شک دارند و همچنان فکر می کنند که حتماً توضیحی وجود دارد. چنین دروغ بزرگ گستاخانه ای همیشه رد پاهایی پشت سر خود به جای می گذارد. حتی بعد از این که سرهم بندی شد و توسط متخصص های جهانی دروغ گویی وتمام کسانی که برای دروغ گفتن در هر دروغ گویی با هم همکاری می کنند، به عنوان یک حقیقت شناخته شد. این افراد در حال حاضر به خوبی می دانند که چگونه از این دروغ ها برای اهداف توسعه طلبانه خود استفاده کنند”

آدولف هیتلر (۱۹۲۵)

حتی یک تفاله ای از کیسه ی زباله ی زمین مانند آدولف هیتلر هم می دانست که چگونه توده های مردم را با مهارت اداره کند و گول بزند.

پس شما به واقع فکر می کنید که آمریکا انسان را بر روی ماه فرود آورده است؟ خوب، دوباره فکر کنید. ما مدارکی داریم که فرود انسان بر روی ماه در اواخر دهه ی ۶۰ و اوایل دهه ی ۷۰ دروغی بزرگ بوده است.

برای شروع بهتر است بدانید که تنها ۱۰۰ نفر در پروژه فرود بر روی کره ی ماه درگیر بوده اند. مرکز کنترل در هوستون (Houston) به علاوه بیشتر زنان و مردانی که بر روی این پروژه کار کرده اند، شکی باقی نمی گذارند که این کار یک دروغ بوده است. اما چگونه ممکن است؟ خیلی ساده. قدرت کسی که چنین افتضاحی را به بار آورده هرگز اجازه نمی دهد که کسی این تصور را داشته باشد.

هزاران نفری که درگیر این ماجرا شده اند، تنها نگران قسمت کوچکی بودند که مربوط به آنها بود. مهندسان، مکانیک ها، برنامه نویسان کامپیوتری و… کاری نداشتند که با هم مشترک باشد. بنابراین بیشتر افراد از چیزی از یک پروژه ی هالیوود سر بیرون می آورد، چیزی نمی فهمند.

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/01016fa0.jpg

در سال ۱۹۶۲، رئیس جمهور آمریکا، جان اف کندی گفت که یک تصوری از آمریکا دارد که تا قبل از پایان این دهه می تواند انسان را بر روی ماه فرود آورد و دوباره وی را به زمین بازگرداند.

امروز، ما نمی دانیم که کندی آن روز می دانست که این کار واقعاً ممکن است یا نه اما مدت کوتاهی پس از ترور او، بهترین دانشمند جهان در زمینه ی موشک که در این پروژه کار می کرد به لیندون جانسون اطلاع داد که علم حداقل تا ۳۰ سال آینده از انجام چنین پروژه ای ناتوان است.

حقیقت این است…

در واقع آنها کمی خوش بین بودند.

الآن و اینجا ما ۴۰سال(۴۵سال) از آن تاریخ را گذرانده ایم و هنوز هم تکنولوژی قادر به فرستادن یک انسان به ماه و باز گرداندن سالم وی به زمین نیست.

قدرت هایی که در مورد این کلاهبرداری تصمیم گرفتند به این نتیجه رسیدند که اگر آنها نتوانستند انسانی را به ماه بفرستند وبه سلامت به زمین بازگردانند، کاری که آنها باید بکنند این است که از ناسا بخواهند این چنین پروژه ای را جعل کند و پس از آن میلیاردها دلار از پول مالیات دهندگان که برای سرمایه گذاری در این پروژه در نظر گرفته شده بود را برای خود بردارند. پس از آن، آنها تصمیم گرفتند که واقعاً می توانند کل این ماجرا را جعل کنند آنهم فقط با قسمتی از پولی که برای این کار آماده شده بود.

اینجا در عکس زیر مکانی در ایسلند است که ما فهمدیم که بسیاری از کلک ها و دروغ های ناسا در آن ساخته شده است.

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/Apollo-Fake.jpg

در این جا چند حقیقت وجود دارد که باید به ذهن بسپارید که نمی شود واقعاً انسانی را به ماه فرستاد و غیر ممکن است: ماه به طور دائم توسط شهاب سنگ های خیلی ریز که با سرعت بیست هزار مایل در ساعت حرکت می کنند، در حال بمباران شدن است. برای این که تصور درستی داشته باشید گلوله یک تفنگ با سرعت ۸۰۰ مایل بر ساعت حرکت می کند. ماه هم هیچ اتمسفری ندارد که سرعت این شهاب سنگ ها را کم کند. اگر یکی از فضانوردان یا یکی از واحدهای ماه نشین توسط یکی از این شهاب سنگ ها ضربه ای ببیند حتی اگر این شهاب سنگ به اندازه ی یک دانه برنج باشد، آن وقت کار تمام است. عجیب این که ناسا در آن زمان اصلاً نگران چنین موضوعی نبود.

این یک مورد واقعاً دیگر خیلی خنده دار است. به پوتین های نیل آرمسترانگ (اولین انسانی که آمریکایی ها مدعی اند بر روی ماه پاگذاشت) نگاه کنید. به کف پوتین نگاه کنید (a11detS69-38889) و به عکس که ناسا ادعا می کند اولین نقش پوتین بر روی ماه بود.

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/%D9%BE%D9%88%D8%AA%DB%8C%D9%86.jpg

این دونقش هیچ شباهتی به هم ندارند. ناسا سرانجام به خاطر اشتباهش طفره رفت و حالا ادعا می کند که  پوتین هایی که آرمسترانگ روی ماه پوشیده بود قبل از این که ماه نشین اورا سوار کند روی سطح ماه رها شد و به زمین بازگردانده نشد، مطمئناً همین که ناسا گفته، درست است! یک مشکل دیگر، یک سری امواج کشنده در فضا وجود دارد نه تنها برای فضانوردان بلکه برای عکس هایی که ممکن است بخواهد گرفته شود هم کشنده است و آنها را از بین می برد. خیلی خنده دادر است که ناسا سعی کرده که با حیله این رسوایی دیگر را هم از سر بگذراند.

در یک دقیقه به شما نشان می دهیم که چنین عکس هایی که ناسا ادعا می کند روی ماه گرفته شده است جعلی است. ماه بر روی زمین که ۲۵۰ هزار مایل با آن فاصله دارد نور می اندازد، برای این که چنین سطحی به این روشنایی بخواهد وجود داشته باشد، حتما، برای هر کس کور کننده خواهد بود. بنابراین اصلاً فکرش را هم نکنید که با تکنولوژی آن روز (حتی امروز و با نگاتیو) بتوان عکس گرفت که ظاهر هم بشود. اما هیچ کدام از چنین عکس هایی که فضانوردان گرفتند، کوچکترین مشکلی نداشت. نیل آرامسترانگ کسی که ناسا مدعی است اولین انسانی است که پا بر روی ماه گذاشت هم اکنون (این مقاله قبل از مرگ وی تألیف شده بود) دچار بیماری روح شده است چرا که تمام عمرش مجبور بوده با این دروغ زندگی کند. عجیب این که ما هیچ گاه ندیدیم که فضانوردانی که بر روی ماه راه رفته اند در یک جمع مردمی از جزئیات این سفر حرف بزنند. چرا این کار را نکردند؟ ناسا به آنها اجازه نداد.

در عکس زیر که از ماهنورد گرفته شده ومدعی شده اند که بر روی ماه حرکت کرده است هیچ رد لاستیکی در عقب یا جلوی آن دیده نمی شود.

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/AS15-88-11901-.jpg

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/AS17-140-21352HR.jpgچرا هیچ ردی از این مثلا” ماه نورد بر روی خاک نیست؟!

به عکس زیر نگاه کنید:

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/20469.jpg

علامت آمریکا بر روی سفینه ی ماه نشین با نوار چسب اسکاچ چسبانده شده! این نوارچسب حتماً باید تحمل دمای ۴۰۰درجه را داشته باشد آیا می توانسته است؟ من که مطمئنم نمی توانسته شما چطور؟

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/AS12-48-7071HR.jpg

Apollo 12 Image Library

AS12-48-7071  ۱۰۶k or ۶۶۹k

به این عکس نگاه کنید عکسی است از Charles (Pete) Conrad, Jr. از آپولو ۱۲ اگر به قسمت بالایی کلاهش نگاه کنید، در قسمت بالا سمت راست انعکاس پروژکتور نورپردازی استودیویی را می توانید ببینید.

حالا یک چیز جالب دیگر، اولین سیگنال های ارسالی از ماه ابتدا به استرالیا رسیده است، استرالیایی های می گویند که در اولین تصویر مخابره شده دیده اند که یک نفر یک قوطی کوکاکولا را که در تصویر بوده از تصویر بیرون پرت کرده است! یا مثلاً به این عکس توجه کنید که در آن پرچم آمریکا به آرامی توسط باد در حال تکان خوردن است. (کلیپ باد در ماه) جالب این که در ماه هیچ گونه جریان بادی وجود ندارد. چون ماه اتمسفر ندارد.

برای آنکه سفر به فضا امکان پذیر شود، ناسا تأسیس شد. برنامه ی فضایی آپولو این طور وانمود کرد که انسان می تواند به فضا سفر کند و بر روی ماه پیاده روی کند. هر کدام از پروژه های آپولو با دقت تمرین می شد و سپس با دقت بسیار بیشتر در صحنه های نمایش در سایت آزمایشی فوق سری کمیسیون انرژی اتمی در صحرای نوادا و استودیوهای کاملاً امن ومحافظت شده والت دیزنی که در آن یک مدل بزرگ از ماه بود، به صورت فیلم در می آمد. همه ی اسامی، مأموریت ها، محل های فرود و تمام وقایع در برنامه ی فضایی آپولو انعکاس مراسم و تشریفات سری و سمبل آیین های سری پنهان روشنفکران است. شفاف ترین چیز انفجار ساختگی سفینه ی فضایی آپولو ۱۳ که آکوریس (عصر جدید) نامیده شده بود، که در ساعت ۱:۱۳ (زمان نظامی ۱۳۱۳) در ۱۳ آوریل ۱۹۷۰ رخ داد. این رخداد استعاره ای از جشن درگیرکردن مرگ و انفجار، شغل تابوت سازی، مشارکت با جهان معنوی و… در این پروژه بود. سفرهای اکتشاف ماه متوقف شدند چرا که ادامه دادن این دروغ بزرگ بدون آشکار شدن آن امکان پذیر نبود و البته آنها دیگر داستانی برای سرهم کردن نداشتند.

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/app-f-f2.jpg

کمربند تشعشعی Van Allen

هیچ انسانی، هیچ گاه از ارتفاع ۳۰۰ مایلی بالاتر نرفت. در این ارتفاع فضانوردان تحت فشار تشعشعات کمربند ون آلن بودند و البته کمربند ون آلن از آنها در برابر بی نهایت تشعشعات کیهانی محافظت می کرد.

هیچ انسانی هرگز در هیچ برنامه ی فضایی آشکار برای عموم مردم، دور ماه نگشت، روی آن فرود نیامد و روی ماه پیاده روی نکرد، هیچ کس، هیچ وقت.

حتی اگر چنین چیزی هم رخ داده باشد آنهم به صورت واقعی، باید از تکنولوژی خیلی بالایی استفاده شده باشد و هیچ کس هم از آن خبر نداشته باشد (حتی حالا هم چنین تکنولوژی پیشرفته ای در اختیار ما نیست). آن تشعشعات عظیم که در کمربند ون آلن با آن روبروی می شویم، تشعشعات خورشیدی، پرتوهای کیهانی، روشنایی خیره کننده خورشید، کنترل دما و خیلی از مشکلات دیگر به هیچ موجود زنده ای اجازه نمی دهد که با چنین سطحی از تکنولوژی که ما در اختیار داریم، از اتمسفر خارج شود.

هر دانش آموز با هوش دبیرستانی با یک کتاب فیزیک پایه می تواند ثابت کند که فرود آپولو بر روی ماه توسط ناسا جعلی بوده است. اگر باز هم شک دارید، توضیح دهید که چگونه فضانوردان روی ماه پیاده روی کردند ،آن هم با لباس فضایی و در معرض نور خورشید کامل و گرمایی که در خلأ موجود در سطح ماه با درجه حرارت ۲۵۶ درجه، آنها را احاطه کرده بود و تازه اینها غیراز اثرات شهاب سنگ های آسمانی، پرتوهای کیهانی، پرتوهای خورشیدی و… است.

ناسا به ما می گوید که ماه هیچ اتمسفری ندارد و فضانوردان این سازمان در خلأ کامل بوده اند.

گرما با به عنوان حرکت و لرزش مولکول های ماده معنی می شود. حرکت سریع مولکول ها، یعنی دمای بالاتر. حرکت آرامتر مولکول ها یعنی دمای پایین تر. صفر مطلق دمایی است که در آن حرکت مولکول ها، متوقف می شود. برای داشتن گرما یا سرما، باید ملوکول هایی موجود باشند. خلأ حالتی از نیستی است که هیچ مولکولی وجود ندارد.

خلأ هم درجاتی دارد.دانشمندان معتقدند که خلأ کامل وجود ندارد. فضا شبیه ترین چیز به خلأ کامل است که برای ما شناخته شده است. در جایی که ما به عنوان فضا می شناسیم مولکولهای بسیار کمی وجود دارد که مفهوم اندازه گیری سرما وگرما در آن غیر ممکن است. این همان دلیلی است که براساس آن ما از فلاسک یا بطر های خلأ برای نگهداری مایعات سرد یا گرم استفاده می کنیم تا بدون نیاز به دوباره سرد کردن یا دوباره گرم کردن، دمای آنها حفظ شود. همه ی انواع پرتوها در خلأ حرکت می کنند اما هیچ تأثیری برخلأ ندارند.

پرتوهای گرمایی خورشید در فضا حرکت می کنند اما فضا را گرم نمی کنند. در واقع پرتوهای گرمایی خورشید به هیچ وجه تأثیرگذار نیستند تا وقتی که به ماده برخورد کنند. حرکت های مولکولی وقتی انرژی موجب به صورت مستقیم توسط ماده دریافت شود، زیاد می شوند. زمانی که طول می کشد تا ماده بر اثر نور مستقیم خورشید در فضا گرم شود، به رنگ نور، خواص عنصری آن، فاصله از خورشید، و نرخ جدب موج گرمایی توسط ماده بستگی دارد.

فضا داغ نیست. فضا سردنیست. اجسامی که گرم می شوند به وسیله ی فضا نمی توانند سرد شوند.

اولین کار برای سرد کردن یک جسم این است که آن را از معرض نور مستقیم خوشید دور نگه داریم. چیزهایی که در سمت سایه ی یک چیز دیگر قرار دارند، عاقبت سرد می شوند، اما نه به خاطر این که فضا سرد باشد. فضا سرد نیست. گرما و سرما در خلأ فضا وجود ندارد. قوانین حرکت دستور می دهند تا مولکولها آهسته تر حرکت کنند. اگر هیچ منبع گرمایی دیگری نباشد، اجسام بالاخره سرد می شوند، اما از آنجایی که خلأ موجود در فضا یک عایق کامل محسوب می شود، زمان زیادی طول می کشد تا یک جسم سرد شود حتی زمانی که به طور کامل از معرض امواج گرمایی یا دیگر امواج خارج شود.

ناسا تأکید می کند که لباس هایی که فضانوردان مثلاً روی سطح ماه پوشیده بودند، دارای تهویه مطبوع بوده است. یک سیستم تهویه مطبوع بدون تبادلگر گرمایی، نمی تواند کار کند. یک تبادلگر گرمایی به طور ساده این طور کار می کند که گرمایی را که در یک میانجی مثل گاز فریون(یخچال)، جمع شده است را می گیرد و به جای دیگری منتقل می کند. برای این که سیستم تهویه مطبوع کار کند و گرما را به مکان دوم انتقال دهد، به یک میانجی دیگر که مولکول هایش گرما جذب کند مثل هوا یا آب احتیاج دارد. (این میانجی دوم در آشپزخانه، هوای موجود در آشپزخانه است).

یک سیستم تهویه مطبوع نخواهد توانست که در خلأ کار کند. یک لباس فضایی که در محاصره ی خلأ قرار دارد نمی تواند گرمای داخل لباس را بگیرد و به مکانی دیگر بدهد. به یاد آورید که خلأ یک عایق کامل است. در چنین شرایط محیطی ای، یک انسان در لباس فضایی خود، بریان می شود. ناسا ادعا می کند که لباس فضایی آنها به وسیله یک سیستم آب پایه که در لوله های اطراف بدن فضانورد کار می کرده است، خنک می شده است که آن هم توسط یک محافظ مارپیچی در قسمت پشتی لباس فضانوردان، از نور خورشید محافظت می شده است.

ناسا ادعا می کند که آب بر روی مارپیچ اسپری می شده تا لایه ای از یخ ایجاد شود. ظاهراً پس از آن، یخ که آن گرمای عظیم را جذب کرده است بخار می شده و به فضا می رفته است. در این مورد دو مشکل وجود دارد که به هیچ وجه قابل توضیح نیست: ۱- میزان آبی که برای انجام این کار باید توسط فضانورد حمل شود، حتی برای زمان بسیار کوتاهی (آنهم برای دمای ۱۵۵ درجه بالای نقطه ی جوش آب) آنقدر زیاد است که برای فضانورد امکانپذیر نیست. ۲- ناسا ادعا کرده است که آنها یخ در سطح ماه پیدا کرده اند. محافظت توسط یخ (در برابر پرتوهای خورشید) اظهارات جعلی آنها در مورد سیستم تهویه مطبوع را نقض نمی کند.

این را به خاطر داشته باشید. در مورد این موضوع فکر کنید آن هم وقتی که یک روزصبح با یک فلاکس پر از قهوه بیرون می روید. در این مورد خیلی طولانی و عمیق فکر کنید آن هم وقتی که یک فنجان قهوه ی داغ (۴ ساعت پس از صبح) می ریزید تا با نهار بنوشید.

باز هم در این مورد فکر کنید که چگونه چنین چیزی ممکن است آن هم در آخر روز وقتی باز هم یک فنجان قهوه ی گرم دارید که بخورید. قوانین یکسان فیزیکی در مورد هر وسیله ای که در فضا سفر می کند، اعمال می شود.

ناسا ادعا می کند که فضاپیما به آرامی چرخش می کرده است تا قسمت های قرار گرفته در سایه، به وسیله ی سرمای جان فرسای فضا سرد شود… سرمای جان فرسایی که وجود ندارد. در واقع تنها کاری که چرخش سفینه می توانسته انجام دهد، آن بوده است که گرمایی ثابت و حتی بیشتر برای سفینه را سبب شود همانند وقتی که شما یک هات داگ را روی آتش می چرخانید. در واقع یک غذا که نامش فضانورد آپولو بوده است، پخته می شده است. حداقل کاری که می شود کرد این است که وقتی سفینه به زمین بازمی گردد شما دلتان نمی خواهد که در سفینه را باز کنید.

ناسا خودش هم بهتر می داند که اگر چنین سیستم خنک کننده ای برای لباس فضانوردان تعبیه کرده بوده است، باید برای سفینه مدل بزرگترش قرار می داده است.

هیچ راکتی چنین حجم عظیمی از آب (برای سفینه و فضانوردان) را حتی برای زمانی کوتاه نمی توانسته حمل کند. آب وزنی حدود ۶۲ پوند بر فوت مکعب دارد. فضا و جرم آبی به این مقدار، برای حمل توسط راکت ها خیلی خطرناک بوده است. هیچ گاه چنین مقدار عظیمی از آب در هیچ مأموریتی نه برای فضانوردان نه برای سفینه ها، حمل نشده است. بر روی نوارهای ضبط شده به اصطلاح سفر به ماه، فضانوردان به تلخی از سرمایی که در حین سفر نیز بر روی سطح ماه با آن روبرو بوده اند، شکایت کرده اند. آنها گفته اند از گرماسازهایی استفاده کرده اند که برای غلبه بر سرمای وحشتناک فضا کافی نبوده است.

انجام چنین حیله ای هم ضروری بوده است چرا که مجبور می شده اند روزی حقیقت را بگویند. حقیقت را.

این حیله همچنین مدرکی از خواری و غرور است که درآن روشنفکران همچنان کارهای انسان های معمولی را انجام می دهند. چیزی که ما شنیدیم در واقع از یک سیستم سرمازای قوی در صحنه ی نمایش و ضبط فیلم مأموریت آپولو ۱۱ بوده است. این صحنه ی نمایش و فیلم سازی در سایت آزمایش فوق سری کمیسیون انرژی اتمی در صحرای نوادا قرار داشته است جایی که دمای هوا به طور معمول ۱۰۰ درجه فانهایت است. در گرمای مستقیم خورشید، فضانوردان هرگز نباید سردشان می شده است حتی در فضا که خلأ آن یک عایق کامل است.

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/ApolloLunarModule_2.jpg

به عنوان مدرک، ماه نشین را که در مؤسسه ی اسمیت سونیان (smith sonian institute) در معرض نمایش عمومی قرار دارد، بررسی کنید و به هسته ی موتور راکت که درون ماه نشین قرار داده شده است توجه کنید که به قمست بالای نازل راکت در قسمت پایین مرکزی ماه نشین متصل شده است. این همان موتور راکتی است که می گویند نیروی اضافه برای فرود بر ماه و برخاستن از آن را فراهم کرده است.

درنمونه ی واقعی ماه نشین این موتور راکت موجود است اما در فیلم ها و عکس هایی که گفته می شود روی ماه از ماه نشین گرفته شده است دیده نمی شود.

پس از آن نظری به شبیه ساز ماه نشین بیندازید و شما خواهید فهیمد که دقیقاً کجا چنین حقه ای به صورت فیلم درآمده است. یک فکر خوب دیگر هم برای عملی کردن وجود دارد. این که اندازه ابعاد فضانوردان در لباس های فضایی شان و ابعاد واقعی درب ورود و خروج ماه نشین را اندازه بگیرید. همچنین ابعاد داخلی ماه نشین را اندازه بگیرید و پس از آن خواهید فهیمد که فضانوردان (یا همان دروغگوها) نمی توانسته اند با لباس فضانوردی از درب ماه نشین وارد آن شوند یا از آن خارج شوند. (واقعاً حواس پرتی هم حدی دارد). محل لولاهای درب ورود و خروج توجه کنید و سپس به شبیه ساز آموزش ماه نشین نگاهی بیندازید و همه ی ابعاد را اندازه بگیرید (همه ی آنهایی که در بالا گفته ام) و حالا حواستان به محل لولا های درب ورود و خرج خیلی بزرگتر باشد تا روشن شوید …

ناسا ادعا می کند که لباس های فضایی ای که فضانوردان پوشیده بودند، در سطح ماه فشارشان را ۵psi بالاتر از فشار محیط برده اند (فشار خلأ صفر psi است) ما دستکش هایی را که ناسا ادعا می کند فضانوردان در دست کرده اند را امتحان کردیم و فهمیدم که آنها از مواد قابل انعطاف ساخته شده اند و هیچ وسیله ی مکانیکی، الکتریکی یا هیدرولیکی در آنها تعبیه نشده است تا هنگامی که آنها را در دست دارند، به انگشتان آنها کمک می کنند. آزمایش ها به روشنی نشان می دهد که چنین امکان استفاده کردن از چنین دستکش هایی وجود ندارد به طوری که پوشنده ی آنها امکان خم کردن مچ یا انگشتان را برای انجام هیچ کاری ندارد وقتی که با فشار پنج psi بالاتر از فشار محیط پرشده باشد، حالا در خلأ باشد یا در جو زمین (فرق نمی کند).

به واقع ناسا فیلم ها و عکس هایی را نشان داد که درآنها فضانوردان از دست ها و انگشتان شان به راحتی در طی به اصطلاح سفر به کره ی ماه، استفاده می کنند. فیلم به وضوح نشان می دهد که به هیچ وجه هیچ فشاری درون دستکش ها وجود ندارد…

شرایطی که در آن بیهوش شدن به علت کاهش فشار اتمسفر به صورت آنی و انفجاری رخ خواهد داد و نتیجه ی آن تقریباً مرگ ناگهانی است، اگر واقعاً فضانوردان درمحیط خلأ باشند. اگر باور نمی کنید، خودتان امتحان کنید. یک آزمایش ساده است و لازم نیست که حتماً متخصص موشک باشید.

اینها چند دلیل، از بیش از یک صد دلیل ساده و راحت برای اثبات قابل قبول علمی ماجرا بود که نشان می دهد چگونه ناسا و برنامه ی فضایی آپولو بزرگترین دروغ هایی بوده اند که به مردم راست پندار جهان، قبولانده شده است.

ما تلاش کردیم که اطلاعاتی در مورد فعالیت هایی در منظومه شمسی که همزمان با پروژه ی آپولو فعال بوده اند، تهیه کنیم.(تعدادی از تناقضات خنده دار در اطلاعات NASA) فهمیدیم که این اطلاعات برای تمام روزها و تمام سالها قابل دسترسی است، غیر از روزها و ساعت هایی که مأموریت آپولو(به اصطلاح) در حال انجام بوده است. این اطلاعات از هیچ سازمان دولتی شامل ناسا، سازمان ملی اقیانوس و اتمسفر (NOAA) و رصدخانه دریایی قابل تهیه نیست. این اطلاعاتی است که به طور عادی جمع آوری می شود (چیز عجیبی برای پنهان کردن ندارند) و شامل تاریخ های پرتاب، تاریخ ها و زمان های فرود و آسیب های سنگین ناشی از پرتوها می باشد. این اطلاعاتی است که باید وقتی که فضانوردان با ماه پیما روی ماه حرکت می کرده اند، مشاهده می شده است، اگر که به واقع فضانوردی روی ماه بوده باشد. این اطلاعات قابل دسترسی نیست چرا که اثبات خواهد کرد که آن فضانوردان کذایی مثل سیب زمینی برشته شده اند. جسد آنها باید به زمین باز می گشت اگر واقعاً آنها، تلاش کرده اند چنین مأموریتی انجام دهند. به علاوه،
اگر تمام دلایل بالا را کنار بگذاریم فیلم ها و عکس های مأموریت آپولو به راحتی جعلی بودن آن را اثبات می کند.

هر کسی با کمترین سطح اطلاعات درباره ی استودیوهای فیلم برداری، استودیوهای نورپردازی و واقعیت های فیزیکی ماه به راحتی می تواند ثابت کند که مدارک بصری پروژه ی فضایی آپولو (عکس ها و فیلم ها) توسط ناسا جعل شده است.

هیچ فیلم رنگی ای برای بشر این قدر شناخته شده نیست که شامل چنین جزئیات عالی در سایه ها و قسمت های روشن عکس هایی که گفته می شود روی ماه گرفته اند، باشد. هر عکاس حرفه ای که این عکس ها را ببیند به شما می گوید که چنین عکس هایی در محیط های کنترل شده ای گرفته شده اند و چنین عکسی متعلق به محلی با تابش مستقیم نور خورشید، و آنهم در خلأ نیست.

بعضی از این اشکالات و اختلاف ها در عکس ها چنان است که حتی کسانی که هم که خیلی خوش بین هستند، وقتی این اختلافات را برای آنها روشن کنی به مِن و مِن شنیدنی ای می افتند.بعضی ها واقعاً به یک شوک آرام فرو می روند. برخی در هم می ریزند و گریه می کنند. من خودم کسانی را دیده ام که به شدت عصبانی شده اند و در حالی که این عکس ها را پاره می کنند، جیغ هم می زنند.

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/Buzz-Aldrin2.jpg

 ”Buzz Aldrin”

کلینیک نکت (kleinik nekt) فرمانده ی عملیات های ناسا در زمان پروژه ی آپولو، الآن هم “عضو فراماسونری سی و سومین مرتبه” است و برادرش هم حاکم مطلق و مشهور هیئت سی وسومین مرتبه از رسم اسکاتلندیباستانی و پذیرفته شده ی فراماسونری است (فرماسونری یعنی فراموش خانه) این عضویت جایزه ی او برای مقاومت در چنین ماجرایی بوده است. همه ی گروه اولین فضانوردان فراماسون بوده اند. عکسی از نیل آرمسترانگ (اولین کسی که مثلاً روی ماه پیاده شد) در خانه ی معبد واشینگتن وجود دارد که در آن نواری که علامت فراماسونری است روی ران او آنهم بر روی ماه قرار دارد. همه ی اعضای بلند پایه ی رسمی ناسا جزء اشراقیون، مارکسیست ها یا کمونیست بوده اند و هستند.

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/horscific.jpg

اتحادجماهیر شوروی فقط یک برنامه ی فتح ماه سرنشین دار را برنامه ریزی کرده آن طور که من تحقیق کردم کیهان نوردهای شوروی وقتی که از کمربند ون آلن بالاتر رفته اند، جزغاله شده اند.شوروی هیچ گاه دوباره تلاشی برای فرستادن انسان به کمربند ون آلن یا بالاتر از آن صورت نداد. کاری شبیه کاری که عقل سلیم می کند.

وقتی که انسان نمی تواند از تشعشعات سنگین کمربند ون آلن جان سالم به در ببرد، چگونه می تواند روی ماه فرود آید؟

اتحاد جماهیر شوروی برنامه ی فرستادن انسان به ماه را منحل کرد. اثری که این ماجرا بر روی انسان های جهان داشت، این بود که اگر ما می توانیم به ماه سفر کنیم، دیگر موجودات زنده ی کیهان هم می توانند به زمین ما سفر کنند. سناریوی حمله ی بیگانگان به زمین از آن زمان مرسوم شده است. فاش سازی های اخیر در باره ی طبیعت کلاهبردار ناسا و برنامه ی فضایی آپولو که توسط اداره ی اطلاعات ودیگران صورت گرفت موجب سیل تبلیغات و برنامه ی تلویزیونی شد تا مردم گول خورده در خواب عمیق جهالت باقی بمانند. بلندپروازترین آنها “آپولو ۱۳″ و “از زمین تا ماه” هستند که در هر دو بازیگر و تهیه کننده ی معروف، تام هنکس کار کرده است.

15hadleywork

حقایق آپولو

۱- نیل آرمسترانگ هم اکنون ( این مقاله قبل از مرگ آرمسترانگ تهیه شده است) هم اکنون از بیماری روحی رنج می بود. که نتیجه ی مستقیم قراردادن او به عنوان سنگ بنای بزرگ ترین دروغ تاریخ است. شاید هم از این که تعداد بیشماری سایت اینترنتی او را دروغگو می خوانند.

۲- شایعه ای هست که می گوید فضانورد آپولو ۱۲ پیت کنراد (pete conrad) قصد داشته که در جشن سی امین سالگرد ازدواجش در منظر عموم از جعلی بودن فرود بر ماه پرده بردارد. او در یک تصادف با موتورسیکلت، یک هفته قبل از سی امین سالگرد ازدواجش کشته شد.

۳- هم اکنون، برای شاتل فضایی ۶۶ ساعت طول می کشد که به ایستگاه فضایی بین المللی که در ۱۸۵ مایلی سطح زمین قرار دارد، برسد. ناسا می گوید که آپولو ۱۳ از وقتی که از زمین بلند شد، ۵۵ ساعت طول کشید که در فاصله ی ۲۰۰ هزار مایلی زمین به مشکل برخورد. (۱۸۵ مایل در ۶۶ ساعت با تکنولوژی امروز و ۲۰۰ هزار مایل در ۵۵ ساعت با تکنولوژی ۴۰ سال پیش) بهتر است به کسی دیگر نگویید. شاید مسخره تان کردند.

۴– یوری گلر (Uri Geller) یکی از افراد سرشناس جهان در وب سایت خودش، می گوید که عکس های ناسا از برخی برنامه های آپولو به طرز احمقانه ای، جعل و ساخته شده اند، و می پرسد که چرا؟ یوری دوست صمیمی فضانورد آپولو ۱۴، ادگار میچل (Edgar Michell) است. حالا ما از او می پرسیم که چرا از دوست خودت نمی پرسی که چرا عکس ها جعلی هستند؟

۵- رئیس، لیندون جانسون، اسناد مشخصی از آپولو را طبقه بندی کرد و دستور داده تا سال ۲۰۲۶ از طبقه بندی خارج نشود. این کار را کرد تا تمام کسانی که در پروژه ی آپولو درگیر بوده اند، مرده باشند و فراموش شده باشند، و هیچ کسی برای عیب جویی کردن زنده نمانده باشد. اگر کسی بخواهد حقیقت پشت سر برنامه ی آپولو را بداند، لازم نیست تا ۲۰۲۶ صبر کند. همین الآن بر همه آشکار است.

۶- در اوایل دهه ی ۱۹۶۰ مسئولان ناسا طی جلسه ای پشت درهای بسته، فهمیدند که سفر انسان به ماه قبل از ۱۹۷۰ امکان پذیر نیست. پس تصمیم گرفتند که این قضیه را در پروژه ی آپولو ۱۱ عملی کنند آنهم با جعل کردن قضیه، به این امید که بعدها بتوانند به ماه سفر کنند و این حقه را مخفی و مدفون نگه دارند که هرگز موفق به سفر واقعی به ماه نشدند.

۷- نویسنده معروف سی کلارک از آپولو۱۱ به عنوان “حفره ای در تاریخ” یاد می کند و مورخ بزرگ ای.جی.پی تیلور از آپولو۱۱ به عنوان “بزرگترین اتفاقی که در طول زندگی اش نیفتاد” یاد می کند.

apolloسیر تکاملی! LEM در پروژه های آپولو …

۸- ناسا در آن زمان ماه نشین را تکمیل نکرده بود. اکنون ۴۰ سال(۴۵سال) از آن تاریخ می گذرد و ناسا هنوز نتوانسته یک راکت که به ماه برود و برگردد را بسازد کاری که ادعا می کند ۴۰ سال پیش انجام داده است. آن هم با سرنشین.

۹- فیلمی که از درون کپسول تمام آپولوها (تأکید می کنم تمام آپولوها) گرفته شده است، یک نور آبی کم رنگ را نشان می دهد و همچنین خمیدگی زمین را نیز از پنجره ی فضاپیما نشان می دهد. این فیلم به ادعای ناسا در نیمه ی راه سفر به ماه و در تاریکی و سیاهی فضا گرفته شده است. این نور آبی ثابت می کند که کپسول فقط در حال چرخش به دور زمین بوده است.

۱۰- تصاویر ماه که در سایت ناسا دیده می شود جعلی هستند و در آنها پشت صحنه ی تئاتر دیده می شود. عکس ها یک خط سیاه که با مداد کشیده شده است را در جایی که پس زمینه به نور روز در آسمان می رسد آشکار می کند که در آنجا به طور ناگهانی تاریک می شود.

۱۱- ماه نشینی که در آخرین مأموریت ها استفاده شده است دقیقاً مانند همان نمونه های اولیه است به طور مثال هیچ گونه اصلاحی در آن صورت نگرفته است. حمل ماه نشین به ماه حتی اگر خیلی کوچکتر هم می شده است، غیر ممکن بوده است.

۱۲- ماه پیما دارای تایرهای قابل بادکردن بود که اگر از قبل بادشده بود وبه ماه رفته بود، آنجا منفجر می شد. حالا اگر بدون باد هم به ماه می رفت، آنجا هوایی برای باد کردن آن وجود نداشت. سنجابهای حرفه ای پروژه ی آپولو می گویند که ماه پیما دارای تایرهای همراه با شبکه فلزی محکم بوده است. بله، ماه پیمای موجود در موزه که از اواسط دهه ی هفتاد (پنج شش سال پس از اولین سفر به ماه) به جا مانده است، چنین خصوصیتی دارد. چرا که سنجابها فهمیدند که تایرهای باد شونده به هیچ وجه (چه در زمین باد شوندوچه در ماه) در ماه قابل استفاده نیستند. ناسا ۴۰ سال وقت داشته است که به اصلاح اشتباهات ساده و آشکار برنامه ی آپولو بپردازد. هر وقت کسی ایرادی می گرفته است، ناسا این اشتباهات را اصلاح می کرده است و چیزی نمی گفته است، مثلاً آنها نمی توانند بگویند چرا این همه چیز خلاف قاعده در اولین محل فرود وجود دارد. در هر صورت من عکس هایی از ماه پیما که تصور می شود بر روی ماه بوده است، در اختیار دارم که دقیقاً همان تایرها و حتی والوهای تایرهایی را دارد که در مرکز هوایی کندی استفاده می شود به عبارت دیگر آنها یک نوع و یک جنسی هستند. از زمانی که چنین اشتباه بزرگی در وب سایت من مثل بمب منفجر شد، تصاویر اولیه که از نمای نزدیک از ماه پیما بود و در اینترنت قرار داشت، تغییر کرده است.

۱۳- غیر ممکن بوده است که بتوان لباس فضایی ای در اختیار داشت که آنهم بر روی ماه با آب خنک شود، در حالی که دمای بیرون در نقطه ی جوش آب باشد. و هیچ جایی برای پراکنده کردن گرما در آن وجود نداشنه باشد.

۱۴- براساس تحقیقات مرکز تحقیقات لانگلی (Longley Research Center) در همیلتون ویرجینیا، ماه پیما ابتدا از جایی آویزان بوده است و دقیقاً در همان زمانی که در ماه دروغین ادعا می کنند که حرکت می کرده است، به آرامی پایین آورده شده است. (در عکس دیدید که هیچ رد تایری در جلو و عقب تایرهای ماه نشین نیست).

۱۵- فضانوردان هم از چنین چیزی آویزان بوده اند تا کم وزنی درسطح ماه را نشان دهند. عکس های سایت Reality را با عکس های سایت ناسا مقایسه کنید. نوسان غیر منطقی زیاد پای عقبی در هر دو سری عکس، یکسان است.

۱۶- فیلم هایی که می گویند توسط آپولو۸ که مثلاً دور ماه گشته است گرفته شده است، دقیقاً همان فیلم هایی است که برای مأموریت آپولو ۱۱ نشان داده شده است. به جز این که معکوس شده است و وارونه گشته است. رشته کوههای تادپول لایک (tadpole like) را چک کنید. کاری که ناسا انجام داد این بود که سطح ماه دروغین را در مرکز تحقیات لانگلی (LRC) فیلم برداری کرد، در یک مسیر رفت، سپس دوربین را معکوس کردو سطح را در جهت معکوس فیلم برداری کرد چیزی که در فیلم ها مشهود است ودیده می شود.

۱۷- فیلم هایی که نشان می دهد آپولودور ماه گشته است، توسط یک دوربین سوار بر ریل که به آرامی دور مدل گچی ساختگی ماه می چرخد، گرفته شده است.

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/apolloplaster.jpgمدل گچی ساختگی ماه

۱۸- جیمزلاول که از روی یک متن پیش نوشته در شبیه ساز ماه نشین برای فیلم بالا می خوانده است در جایی از فیلم می گوید که “ظاهراً ماه اصلاً خاکستری بوده است. هیچ رنگی در کار نبوده است. مثل یک مجسمه گچی به نظر می آید! این صدا خیلی پیشتر از مأموریت آپولو ضبط شده است. با دقت به این نوار گوش دهید (با هدفون) ببینیدکه اوبه سختی تلاش می کند جلوی خنده ی خود را بگیرد. چرا چنین کسی باید فکر کند چنین مأموریت عظیم و بزرگی چیز خنده داری است؟ جواب این است که به واقع آن ماه کذایی یک مجسمه ی گچی واقعی بود که وی به آن اشاره می کرد.

۱۹- در یک مصاحبه ی تلویزیونی بین شینا مک دونالد و مدیر اجرایی ناسا، دن گلدن (Dan Golden) (معروف به Dan Dare) در سال ۱۹۹۴، دن گلدن آشکارا پذیرفت که انسان نمی تواند از مدار زمین خارج شود، مادامی که بر پرتوهای کیهانی غلبه کند. او در حالی این سخنان را گفت که هیچ اشاره ای به پروژه آپولو در ۲۵ سال قبل از آن نکرده بود، مأموریتی که تصور می شود که انسان ۲۵۰ هزار مایل از مدار زمین دور شده است.

۲۰- نیل آرمسترانگ هیچ عکس یادگاری یا چیزی شبیه به آن از سفر مثلاً به ماه ندارد. اما او عکس های فراوانی از روزهای تست خلبانی اش جمع کرده بود. آرامسترانگ که خود می دانست این حماسه آمریکایی یک دروغ بزرگ است، از طرف ناسا مجوزی برای داشتن این عکس ها نداشت.

۲۱- در سال ۲۰۰۹ (۲۰۱۴) ناسا هنوز به تکنولوژی فرستادن انسان به ماه و برگرداندن ایمن وی از ماه نرسیده است. خوب انجام چنین کاری در سال ۱۹۶۹، یعنی ۴۰ (۴۵)سال پیش واقعاً یک شاهکار صنعتی و فضایی بوده است. شما که در این مورد شکی ندارید؟

16orbitsurface

انگیزه هایی در مورد این حقه ی کثیف:

چندین نظریه در مورد علت چنین حقه ای توسط نظریه پردازان این ماجرا بیان شده است:

۱- پرستیژ جنگ سرد: ایالات متحده آمریکا فهمید که برای او خیلی حیاتی است که در رقابت فضایی برنده شود آنهم در برابر اتحادجماهیر شوروی. رفتن به ماه خیلی خطرناک و البته پرهزینه بود. علیرغم توجه شوروی و گوش به زنگ بودن آن، بیل کیسینگ (Bill keysing) ادعا می کند که برای آمریکا جعل کردن چنین چیزی خیلی راحت تر بود و در نتیجه موفقیت را تضمین می کرد. آنهم بهتر از زمانی که واقعاً بخواهد بر روی کره ماه فرود بیاید.

۲- پول: ناسا در آن زمان هزینه ی سفر به ماه را ۳۰ میلیارد دلار آمریکا برآورد کرد. بیل کیسینگ ادعا می کند قسمتی از چنین پولی می توانست انگیزه لازم برای صدها نفر جهت شرکت در این حقه باشد.

۳- خطر: این بحث و جدل ها به این نتیجه رسیدندکه مشکلات اولیه برای سفر به فضا غیر قابل حل کردن است ولو این که شما تیم مجهز و با پول کافی برای حل چنین مشکلاتی داشته باشد. کیسینگ ادعا کرد که شانس موفقیت برای فرود بر روی کره ی ماه فقط ۱۷ هزارم درصد بود.

۴- حواس پرتی مردم: با توجه به اظهارات نظریه پردازانی که ادعا می کنند چنین پروژه ای حقه ای بیش نبوده است، آمریکا از حواس پرتی عمومی مردم در جنگ ویتنام استفاده کرد. فعالیت های آمریکا برای فرستادن انسان به ماه ناگهان متوقف شد، مأموریت های از قبل برنامه ریزی شده کنسل شد و همه ی اینها تقریباً در همان زمانی که آمریکا از جنگ ویتنام دست کشید، متوقف شد. (اما برنامه آپولو چندین سال قبل از پایان جنگ ویتنام، متوقف شد).

۵- وفای به عهد: برای این که قول رئیس جمهور فقید آمریکا جان اف کندی برای فرستادن انسان به ماه و بازگرداندن وی به زمین قبل از پایان دهه ی ۶۰ عملی شود.

مقایسه تکنولوژی آمریکا با شوروی:

در زمان پروژه ی آپولو ۱۱، شوروی ۵ بار بیشتر از آمریکا پروازهای سرنیشین دار به فضا فرستاده بود شوروی برای اولین بار به موارد زیر دست یافته بود:

۱- قراردادن اولین ماهواره ی ساخت بشر در فضا (اکتبر ۱۹۵۷، سفینه اسپوتنیک ۱)

۲- فرستادن اولین موجود زنده به فضا، سگی ماده به نام لایکا (نوامبر ۱۹۷۵، اسپوتینیک ۲)

۳- اولین بازگشت سالم موجودارت زنده از مدار به زمین شامل ۲ سگ، ۴۰ موش، ۲ موش صحرایی (آگوست ۱۹۶۰، اسپوتنیک ۵)

۴- اعزام اولین انسان به فضا، یوری گاگارین، همچنین اولین انسانی که به دور فضا گشت (آوریل ۱۹۶۱، وستوک ۱)

۵- اولین دارنده ی همزمان ۲ سفینه ی فضایی در مدار (آگوست ۱۹۶۲، وستوک ۳ و وستوک ۴)

۶- اولین زن در فضا، ولنتینا ترش کف (ژوئن ۱۹۶۳، وستوک ۶، به عنوان قسمتی از دومین پرواز سفینه های فضایی دوبل شامل وستوک ۵)

۷- اولین راهپیمایی فضایی (EVA) (مارس ۱۹۶۵ voskhod2)

5947

چند سؤال اساسی:

۱- در مورد سنگ هایی که از ماه آورده شده اند چه می گوئید؟

این سنگ ها ثابت می کنند که فرود روی ماه واقعاً صورت گرفته است؟ پاسخ: نه این طور نیست. این سنگ ها بیشترین تاکتیک مورد استفاده ی ناسا و PAN است، اما هیچ چیز را ثابت نمی کند. ناسا مدت ها قبل از مأموریت آپولو به تولید سنگ های شبیه سازی شده ی ماه می پرداخته است که این موضوع در کتابی که در سال ۱۹۶۶، سه سال قبل از آپولو ۱۱، چاپ شده است، اثبات شده است. این سنگ های شبیه سازی شده از سنگ بازالت و نمونه شهاب سنگ های پیدا شده در آنتراکتیکا ساخته شده است. این سنگ های شبیه سازی شده که به دانشگاه های سرتاسر جهان فرستاده می شود به نظر واقعی می رسد. (که این طور نیست). این سنگ های شبیه سازی شده، البته از هر نمونه سنگ موجود روی زمین متفاوت به نظر می آید و ناسا هم همین را می خواهد. این دلیلی است برای آن که زمین شناسان می گویند چنین سنگ هایی در هیچ کجای زمین پیدا نخواهد شد. البته که چنین نیست چون این سنگ ها فقط توسط ناسا تولید شده است و با سنگ های اصلی متفاوت است. ناسا سنگ های شبیه سازی شده و غبارهای شبیه سازی شده ی ماه را آن قدر ارزان تولید کرده است که بابتش لازم نیست پولی بدهد، غیر از هزینه ی حمل و نقل آن.

۲- چرا آنها تلسکوپ هابل را روی ماه تنظیم نمی کنند تا مصنوعات دست بشر را که در ماه جا مانده است ببینیم؟

هابل از اموال ناسا است و توسط ناسا هم هدایت می شود، کسی که کل این ماجرای ساختگی را راه انداخت. بنابراین نمی توان کاری کرد. به عنوان راه حلی دفاعی، ناسا به خبررسان ها و سایت های علمی پول هایی پرداخت کرد، (مثل فیل پلیت (Phit Plait از Bad astronomy) تا ادعا کنند که تلسکوپ هابل قابل به انجام چنین کاری نیست و نمی تواند محل های فرود را ببیند. اما واقعاً چه درجه ای از تفکیک پذیر (Resulation) برای آنها مورد نیاز است؟ هابل در واقع می تواند تا ۵۰ متری سطح ماه را ببیند. چیزی که به اندازه کافی هست تا بتوان مصنوعات بشری به جا مانده روی ماه (به ادعای ناسا البته) را دید. حالا شما توجه کنید که سطح ماه، ابر یا اتمسفری ندارد که نشود آن را دید. ناسا در واقع تصاویر با کیفیت بسیار بالایی از ماه در اختیار دارد که آنها را در اختیار رسانه ها نمی گذارد چرا که اولین چیزی که مردم می خواهند این است که چیزهایی که روی سطح ماه جا مانده است را ببینند و مسلماً چیزی هم در آنجا نیست.

۳- در مورد بی وزنی چه می گویید، آیا چنین چیز در زمین و با گرانش قوی آن امکان دارد؟

این هم یکی دیگر از ادعاهایی است که در عین خنده دار بودن، هیچ چیز را ثابت نمی کند. فیلم در نور کم گرفته شده است، به علاوه یک فیلم سیاه و سفید با کیفیت خیلی پایین است. از آنجایی که چنین تجربه ای در فاصله ی زیادی از دور بین صورت گرفته است، به راحتی می تواند چیزی جعل کند. آیا با یک طناب و چند حقه ی سینمایی نمی توان چنین کاری کرد. من می خواهم به شعبده بازی نظیر دوید کاپرفیلد اشاره کنم. کسی که شیرین کاری های خیلی بزرگتری انجام داد (حقه های بصری) آن هم در فاصله ی یکی دو متری از تماشاچی. یکی از شیرین کاری هایی که خود او هم در آن شرکت داشت، نصف کردن بدن خودش با یک اره برقی بود. پس از ۲ تکه ی جدا شده ی بدن او به دو طرف صحنه ی نمایش برده می شود. اگر طرفداران فرود بر روی کره ی ماه واقعی بودن آن را قبول دارند، آیا قبول می کنند که دیوید کاپرفیلد هم واقعاً به دو تکه بریده شده بود؟

۴- چرا ستاره شناسان بزرگی مثل سربرنارد لاول (Sir Bernard Lobell) و پاتریک مور (Patrick Moore) از این ناسا در این ماجرا حمایت می کنند، اگر که می گویید چنین چیزی صحنه سازی است؟

داشنمندان و ستاره شناسان سراسر زمین به خوبی می دانند که چنین ماجرایی ساختگی است، اما از ناسا طرفداری می کنند تا به اطلاعات حساسی که از تلسکوپ هابل به زمین ارسال شده است دسترسی داشته باشند. آنها نمی توانند به ناسا دهن کجی کنند که در این صورت ناسا آنها را از دستیابی به چنین اطلاعات گرانبهایی محروم می کند. اطلاعاتی که واقعاً مورد نیاز هستند.

۵- در مورد انعکاس دهنده ی لیزری که در سطح ماه قرار داده شده است و با آن می توانند فاصله ی زمین تا ماه را بفهمند چه می گویید؟

در سال ۱۹۴۶، دانشمندان در آمریکا توانستند یک سیگنال رادیویی به سطح ماه ارسال کنند و با موج رادیویی برگشتی از ماه توانستند فاصله ی دقیق ماه را به دست آورند. در اوایل دهه ی ۶۰ ناسا فهمید که می تواند این آزمایش را خیلی بهتر هم انجام دهد و این کار را با یک باریکه پرقدرت نور لیزر با دقت بیشتری انجام دهد. در این سناریو، نور لیزر از ماه به سمت زمین منعکس و برگشت می شود، دقیقاً همان طور که نور خورشید از ماه به زمین منعکس می شود. در ۹ مه ی سال ۱۹۶۲ (بیش از ۷ سال قبل از آن که آپولو ۱۱ مثلاً بر روی ماه نشست) یک لیزر پرقدرت یا قوتی با موفقیت روی سطح ماه تابانیده شد و به زمین منعکس شد تا فاصله ی دقیق ماه از زمین بدون آنکه لازم باشد، چیزی در سطح ماه تعبیه شود، مشخص شود. هیچ منعکس کننده ی لیزری روی سطح ماه نیست و هرگز هم نبوده است. ناسا هم اکنون از همان روشی استفاده می کند که در سال ۱۹۶۲ قبل از حقه ی فرود بر ماه، از آن استفاده می کرد. اتفاقاً ناسا برنامه ای دارد تا بتواند با یک لیزر پرقدرت تر فاصله ی دقیق مریخ تا زمین را محاسبه کند. آیا باز هم این جا می گویید که فضانوردان منعکس کننده ی لیزری روی ماه گذاشته اند تا فاصله ی آن با زمین را اندازه بگیرند؟

۶- چرا آمریکا فرود بر روی ماه را جعل کرد، آیا از نظر آنها شوروی احمق بود؟

نه آنها کاری نکردند که روسها را احمق جلوه بدهند. و هیچ کس هم قبول ندارد که روسها آن قدر احمق باشند که این گونه گول بخورند؟ روسیه در آن زمان (و حتی الان در بعضی قسمت ها) (۱) فناوری فضایی پیشرفته تری از آمریکا داشت و حتی در زمان سخنرانی کندی می دانست که فرستادن انسان به ماه و برگشت وی از ماه غیر ممکن است. این ماجرا جعل شد تا به غرب ثابت شود که آمریکا در تکنولوژی فضایی از شوروی برتر است (در زمان مسابقه فضایی آمریکا و روسیه، همیشه در هر کاری روسها، اولین بودند، مثلاً فرستادن اولین انسان به فضا) چرا که دنیای غرب ایمان خود در مورد قدرت آمریکا را از دست داده بود وآمریکا هم چنین ارتباط ضعیفی با خود را نمی توانست، شاهد باشد. هیچ رقابت فضایی آن طور که ناسا ادعا می کند وجود نداشت. روسیه به هیچ وجه، هیچ گاه قصد فرستادن انسان به ماه را نداشت چرا که می دانست و البته آزمایش کرده بود که چنین کاری غیر ممکن است.

۷- آیا ریچارد نیکسون در پس این قضایا بود؟

اگر چه نیکسون مسئول مأموریت های آپولو در آن زمان بود، مستقیماً مسئول چنین کاری نبود، اگر چه که او می دانست یا حداقل باید می دانست که آنها در حال جعل این ماجرا هستند. برنامه ریزی و آماده سازی شرایط ساختن این ماجرا در اوایل دهه ی شصت صورت گرفت و از این نظر لیندون بی جانسون رئیسی بود که در پروژه ی آپولو بیشترین اطلاعات در اختیارش بود.

۸- در مورد این همه انسان که در پروژه ی آپولو درگیر بوده اند، چه می گویید، آیا هیچ کس نمی خواسته که این راز را فاش کند؟

طرفداران می گویند که نیم میلیون نفر انسان در این پروژه درگیر بوده اند، اما این آمار شامل تمام مهندسان دون پایه در تمام شرکت های سراسر دنیا هم می شود. حالا اگر یک مهندس در کارخانه ای در سیاتل دارد قطعه ای می سازد و رئیس او به او می گوید که این قطعه را برای پروژه ی آپولو می سازیم، آیا این مدرکی دال بر رخ دادن فرود بر روی کره ی ماه می شود؟ البته که نه. این که مدرک نمی شود. ولو این که اگر آن مهندس می دانست که هرگز این قطعه را برای سفر به ماه نساخته اند، باز هم پیش همه است که به کره ی ماه رفته است تا این که یک جورهایی احساس غرور کند. قطعات مورد نیاز برای آپولو در کارخانه های مختلف بسیاری در سراسر جهان ساخته شد. مثلاً منعکس کننده ی لیزری که تصور می شود بر روی ماه قرار گرفته است، توسط فرانسه ساخته شده است. ناسا یونیت را از کمپانی فرانسوی گرفت و این آخرین چیزی بود که آنها دیدند. احتمالاً این قطعه در جایی مثل لانگی بایگانی شده است، اما چیزی که با اطمینان می شود گفت این است که این قطعه روی ماه نیست. آیا آن مهندسان فرانسوی مدرکی برای فرود انسان بر روی ماه محسوب می شوند؟ نه، البته که نه، افراد خیلی کمتری (کمتر از ۲۰۰ نفر) مستقیماً در این ماجرا درگیر شده اند تا تعداد افرادی که شاهد وقوع اتفاق واقعی هستند، به حداقل برسد. هیچ نیازی نیست که آنها حرفی بزنند و افشاگری بکنند چون آنها واقعاً نسبت به آمریکا حس وطن پرستی دارند و هیچ چیز در مخالفت این قضیه نخواهند گفت. حتی اگر دروغ بزرگی به مردم قبولانده شده باشد. این دلیل اول، اما دلیل دوم، آنها به میلیون ها دلار پول نیاز ندارند تا به فکر آینده ی خود باشند، چون همین الان پول زیادی از ناسا بری ساکت ماندن می گیرند.

۹- چرا روسیه برای فاش کردن این دروغ کاری نکرد؟

این هم یکی دیگر از دستاویزهای طرفداران واقعی بودن این ماجرا است. اما آنها در واقع بر حقیقتی تکیه کرده اند که روسیه چگونه پیشرفت های فضایی آمریکا در اوایل دهه ی شصت را مسخره می کرد (طی دوره ی خورشچف/کندی). خروشچف همیشه شکست های امریکا را به سخره می گرفت و پرواز فضایی آلن شیارد را که ۱۵ دقیقه بیشتر طول نکشیده بود، در برابر آنچه روسها انجام داده بودند، پرواز یک کک خوانده بود. اما وقتی که دوره ی خروشچف در سال ۱۹۶۴ به پایان رسید، رهبر جدید روسیه، برژنف هرگز آمریکا را مسخره نکرد و روسها فقط سرشان به کار خودشان بود. اما چیزی که خیلی از مردم نمی دانند این است که جعلی بودن فرود بر روی کره ی ماه، در همان زمان، هم در روزنامه های روسیه و هم در روزنامه های سراسر جهان مورد بحث و تأیید قرار گرفته بود اما آن داستان ها از طرف رسانه های غربی بایکوت شده بود. به یاد آورید که در سال ۱۹۶۹ شوروی کشوری بود که در همه جا جاسوس داشت (یک نمونه از این جاسوس ها: کیم فیلبی رئیس بخش ضدشوروی سازمان جاسوسی خارجی انگلیس موسوم به MI6 خود جاسوس شوروی بود و تا دهها سال هر شب چمدانی از اسرار و مدارک وزارت خارجه ی انگلیس را مثل زنبیل سبزی برای گرفتن میکرو فیلم به خانه های امن (کا گ ب(سازمان جاسوسی شوروی) می برد). روسیه می توانست برای جهان فاش کند که این ماجرا، جعلی بوده است و احتمالاً این کار را می کرد اگر خورشچف همچنان بر سر قدرت بود اما کشورهای غربی به آسانی این کار را دلیلی بر حسادت روسیه بر پیروزی آمریکا بر روسیه در این رقابت می خواندند. اما روسها برنامه ی بهتری در سر داشتند، برای این که بدانید این برنامه چه بوده است باید با نحوه ی کار ایدئولوژی کمونیست ها در سال ۱۹۶۹ آشنا باشید. در آن زمان اتحاد شوروی تصور می کرد که جاودانه خواهد ماند و هرگز تصور نمی کرد که به ۲۰ کشور تقسیم شود و نهایتاً برای ۵۰ سال عمر کند. راه حل آنها برای این کار ناسا این بود که عقب بنشینند و حرفی نزنند و در امن و امان تصور کنند که در آینده ای نه چندان دور تمدن غرب از خواب بیدار خواهد شد و خواهد فهمید که دولت آمریکا به آنها دروغ گفته است. این کار خیلی ها را در برابر آمریکا قرار خواهد داد و رسانه های غربی احساس خواهند کرد که رودست خورده اند و احمق به نظر آمده اند و بیشتر از این نمی توانند به آمریکایی ها اطمینان کنند. این دقیقاً همان چیزی بود که شوروی انتظار داشت، رخ دهد مثلاً رسانه هایی در مقابل منبع صحیح و موثقی قرار بگیرند که بیشتر از این قابل اعتماد نیست. اگر روسیه همچنان دولت کمونیستی بود، رهبران آن به دولت آمریکا می خندیدند که این گونه توسط شهروندان خودش تحت فشار قرار می گیرد.

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/1-plastershot.jpg

و در پایان هیچ چیز را اگر باور نکردید، اشکالی ندارد. فقط به من بگویید چرا در ۴۰ سال(۴۵سال) پیش انسان به ماه رفت و سالم برگشت، اما حالا دیگر قادر به چنین کاری نیست؟

…………………………………………………………………………………………………………………………………………..

پی نوشت : ۱- آمریکا به علت نیاز به فناوری و همکاری فضایی و تکنولوژیکی روسیه، شرکت های صنعتی روسیه را که با ایران همکاری می کنند و همزمان در صنایع فضایی با آمریکا همکاری می کنند را تحت تحریم قرار نمی دهند.

مترجم: محمود کریمی

 

منبع اختصاصی راسخون

منابع:

Wikipedia.org
moondeception
Theconspiracyzone.podcastpeople.com
http://www.ask.com/question/whats-the-moon-landing-a-hoax
Wm. Cooper’s site: http://www.hourofthetime.com/majestyt.htm
http://www.moonfaker.com/faqs.html
http://aulis.com/investigation.htm
http://apollofacts.atspace.co.uk/
http://manonmoon.ru/index.htm
http://www.rasekhoon.net/Article/Show-22465.aspx
http://www.firetown.com/2011/03/21/my-husband-directed-the-fake-moon-landing-says-stanley-kubricks-widow/

با برچسب: , , ,
پست شده در وبلاگ
8 دیدگاه در “بزرگترین دروغ قرن بیستم: سفر به ماه
  1. امیرحسین گفت:

    اخه یه … مذهبی رو چه به تز دادن راجب برنامه های ناسا

    بدبدختا ما قبل از قرن ۲۱ از منظومه شمسی خارج شدیم حتی اون وقت شما به ماه شک دارین

    خواهشا برین همون دعاتون رو بکنین به چیزا ی علمی هم کار نداشته باشید

  2. دلواپس گفت:

    تو که این سوالات رو میپرسی هر چند تکراری هستن. چرا پس جواب های ناسا رو نمیذاری ؟تا مردم خودشون قضاوت کنن.

  3. کرامت سلیمی گفت:

    با سلام و احترام
    یک مقاله در باره دروغ بودن بمب اتمی خدمتتان ارسال میکنم
    ازشما خواهش میکنم ان مقاله را در صفحه اصلی سایتتان وهمینطور کانال تلگرامتان منتشر کنید تا دیگران قضاوت کنند.
    راه مبارزه با امریکا کاملا” روشن است .باید دروغهای این ابرقدرت پوشالی را با صداقت رو کرد.
    مقاله ای نوشته ام که در سایتهای زیادی اعم از داخلی و خارجی منتشر شده اند وبرایتان میفرستم.
    به سایت زیر مراجعه فرمایید:

    http://yon.ir/59ik

    http://asrarnameh.com/pages.php?id=14830

    http://asrarnameh.com/pages.php?id=14719

    حقیقت ان چیزی نیست که گفته می شود و یا نوشته می شود بلکه حقیقت همان چیزیست که می خواهند ان را مخفی کنند.
    این مقاله را برای مسئولین کشور در دستگاه رهبری، نهاد ریاست جمهوری، قوه قضائیه، تعدادی از نمایندگان مجلس ، سپاه پاسداران و ارتش و نهادهای مذهبی فرستادم.
    اقایان علی مطهری نایب رییس مجلس و علیرضا زاکانی این مقالات را در سایتشان منتشر نمودند.
    در هر صورت منتظر پاسخ هستم.

  4. کرامت سلیمی گفت:

    با سلام و احترام

    یک مقاله در باره دروغ بودن بمب اتمی خدمتتان ارسال میکنم که با حوصله و بدون تعصب بخوانید

    ازشما خواهش میکنم این مقاله را در صفحه اصلی سایتتان وهمینطور کانال تلگرامتان منتشر کنید تا دیگران قضاوت کنند.

    راه مبارزه با امریکا کاملا” روشن است .باید دروغهای این ابرقدرت پوشالی را با صداقت رو کرد.

    مقاله ای نوشته ام که در سایتهای زیادی اعم از داخلی و خارجی منتشر شده اند وبرایتان میفرستم.

    به سایت زیر مراجعه فرمایید:

    http://asrarnameh.com/pages.php?id=14719

    http://asrarnameh.com/pages.php?id=14830

    http://yon.ir/59ik

    حقیقت ان چیزی نیست که گفته می شود و یا نوشته می شود بلکه حقیقت همان چیزیست که می خواهند ان را مخفی کنند.

    این مقاله را برای مسئولین کشور در دستگاه رهبری، نهاد ریاست جمهوری، قوه قضائیه، تعدادی از نمایندگان مجلس ، سپاه پاسداران و ارتش و نهادهای مذهبی فرستادم.

    اقایان علی مطهری نایب رییس مجلس و علیرضا زاکانی این مقالات را در سایتشان منتشر نمودند.

    در هر صورت منتظر پاسخ هستم.

    تا این دروغ بزرگ در باور ملتهاست اوضاع دنیا روز به روز بدتر می شود و ممکن است به کشور ما اسیب برسانند..

    پیروز و سربلند باشید.

    بعضی از اینکها گه مقاله را منتشر کرده اند:

    https://ir.sputniknews.com/opinion/201610271947164/

    https://ir.sputniknews.com/opinion/201610281947188/

    http://flatearthfarsi.blog.ir مقاله دروغ بودن سلاح هسته ای در داخل سایت است

    http://www.webshad.com/%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%B7%D9%87%D8%B1%DB%8C-httpalimotahhari-com/

    http://zakani.ir/?p=1642

    http://hormozgan.basijelmi.ir/blog/2016/12/31/%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA/

    http://asrarnameh.com/pages.php?id=14719

    http://asrarnameh.com/pages.php?id=14830

    http://www.shalamchenews.com/

    http://www.shalamchenews.com/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d8%ad-%d8%a7%d8%aa%d9%85%db%8c%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa/

    اگر خواستید لینکهای دیگری را می توانم بفرستم.

    خودتان در اینترنت جستجو کنید.

    سلاح اتمی(یکی از بزرگترین دروغ های قدرت های جهانی)

    دوشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۵، ۱۲:۲۸ ب.ظ

    از آنجایی که نویسنده در این یادداشت با آوردن چند استدلال نگاه متفاوت و جدیدی را به یکی از مهمترین موضوعات سیاسی جهان در یک قرن اخیر داشته، ارزش یک مرتبه مطالعه و فکر و تحقیق درباره درستی یا نادرستی آن را دارد و وانتشارش به معنای تأیید یا رد محتوای آن از سوی ما نیست

    انفجار هفت تن گاز مایع و شباهت آن با بمب اتمی(اگر بجای هفت تن، هفتاد تن یا بیشتر منفجر کنند قارچ بزرگتری تشکیل خواهد شد)

    نوشته را با این سوال آغاز میکنم که چرا هیچکس نمیتواند جامعه را اصلاح کند. توزیع نامتقارن و ناعادلانه ثروت و قدرت در جهان علت بروز رفتارهای خشونت امیز در جوامع مختلف می باشد. واقعیت این است که زمانی می توان در جهت اصلاح جامعه گام برداشت که دروغهای ابرقدرتها رو شود تا نشان داده شود که این ابر قدرتها قدرت دروغین و پوشالی دارند و تنها با استفاده از عدم اگاهی وحتی نادانی جامعه قدرت دروغینشان را به جامعه باور می دهند که اگر دروغهایشان رو شود تضعیف خواهند شد و به دنبال ان قدرت طرفداران و سرسپردگان ابرقدرتها نیز کم خواهد شد.

    از زمانی که نفت و گاز کشف گردید عده ای این منابع خدادادی را که باید همه از ان بهره میبردند در انحصار خود و گروههای طرفدار خود گرفته و بقیه را سرکوب کرده و دهان انها را بستند. اما این رسم دیرینه تاریخ است که اگر دهانها بسته شود, دستها به سوی اسلحه خواهد رفت. بنا به همین رسم قدیمی جنبشهای سیاسی و مسلحانه در نقاط مختلف جهان اغاز شد. اما صاحبان قدرت و صاحبان سرمایه افراد مورد نظر خودشان را به عنوان مبارز و رهبر ازادیخواهان به این جنبشها نفوذ داده و نتیجه این جنبشها درگیری داخلی در همان جنبش بود و یا اینکه در راستای منافع سردمداران جهانی عمل میکردند.

    نمونه بارز این موضوع نلسون ماندلا ست که سابقه وی را شرارت, عملیاتهای تروریستی و خیانت به یارانش تشکیل میداد اما رسانه های وابسته به قدرتهای جهانی از وی یک قهرمان ساختند که به خاطر سیاهان افریقا ۲۷ سال زندان را تحمل کرده است.

    امریکا برای حاکم شدن بر جهان دروغهای زیادی را در راستای قدرت بلامنازع جهان بودن تحویل جهانیان داد و نمایش نامه های زیادی را اجرا کرد وفیلمهای زیادی را ساخت تا به جهانیان وحشت از بمب اتم را القا کند. همچون بحران موشکی کوبا, بحران درگیری بین چین و شوروی و از این نوع بحرانهای ساختگی. در حالی که شواهد و قرائن زیادی در دست است که بمب اتم وجود خارجی ندارد و فقط برای ترساندن مردم دنیا ان را عنوان می کنند. همانطور که در کودکی ما را از چیزهایی همچون “” اقا گرگه میاد میخوردت”, “هاپو “, “بچه خورک” و این جور چیز ها میترساندند که هیچکدام واقعی نیست و فقط برای کنترل بچه بود ابرقدرتها نیز برای ترساندن و کنترل ملتها دروغهایی همچون بمب اتم, سلاح نوترونی, یوفو, مثلث برمودا و اینجور چیزها را مطرح کردند. دلایل علمی متعددی برای اثبات دروغ بودن بمب اتم وجود دارد که در ادامه توضیح خواهیم داد اما ابتدا به تعدادی از دلایل غیر علمی اشاره میکنیم: در جنگ جهانی دوم بین شصت تا صد میلیون انسان فقط بر اثر شرایط جنگی کشته شدند (به غیر از کسانی که در اثر گرسنگی و بیماری درگذشتند و امار انها معلوم نیست) اما رسانه های جهانی این موضوع را رها کرده و فقط به دویست هزار کشته هیروشیما وناکازاکی اشاره میکنند و هر ساله در ژاپن به یاد انها یک دقیقه سکوت میکنند. و واقعا” مشخص نیست که انها چگونه کشته شدند.کسی به معنای واقعی و شهودی چیزی ندیده است و اصلا” چرا امریکا بجای مناطق جنگی و ضربه به نیروهای نظامی و ترساندن نظامیان باید دو شهر گمنام و غیرنظامی ژاپن را بمباران اتمی کند و اطلاعات ما در این مورد و سایر موارد, اطلاعات رسانه ای است. و رسانه ها هر چیزی را که بخواهند به خورد ملتها می دهند و هالیوود هم که استاد صحنه سازی و تاریخ سازی است. وجالب است که هیروهیتو امپراطور ژاپن بعد از این قضایا تا پایان عمرش بر ژاپن حکومت کرد و خود را تازیانه خدا می خواند.

    اگر آزمایش های اتمی برای محیط زیست زیان آور است کشورهای مختلف چگونه به خود اجازه می دهند در خشکی و دریا انها را انجام دهند.

    امریکایی ها به قول خودشان اولین ازمایش هسته ای را در سال ۱۹۴۵ انجام دادند و شوروی نیز در سال ۱۹۴۹ یعنی ۴ سال بعد از ازمایش امریکا. شوروی در جنگ جهانی دوم به کلی نابود شده بود و علاوه بر جنگ با المان دچار جنگ داخلی نیز گردیده بود به طوری که استالین رهبر شوروی از ارسال گندم و سایر مواد غذایی و دارویی به بعضی از استانها خودداری کرد و طبق گفته تاریخ نویسان حدود ۱۰ میلیون نفر فقط در اکراین مردند. چطور چنین کشور گرسنه و ویرانی میتواند ۴ سال بعد از امریکا که در طی جنگ تقریبا” دست نخورده و سالم مانده بود چنین سلاحی که در ان زمان فوق سری بود بسازد. حقارتهایی که به کشور روسیه در سرنگونی جت جنگی اش توسط کشور ضعیفی مثل ترکیه وارد شد نشان از ان دارد که روسیه ابر قدرت نیست و چیزی به نام سلاح هسته ای در اختیار ندارد. چرا که اگر چنین سلاحی داشت به پشتوانه این سلاح باید کشور ترکیه را گوشمالی مناسبی می داد نه اینکه فقط واردات گوجه فرنگی را از ترکیه ممنوع کند. روسیه حتی جرات نکرد و یا اینکه توانایی فنی و نظامی لازم را نداشت که مقابله به مثل کند و یک یا چند هواپیمای ترکیه را سرنگون سازد. ترکیه برای تحقیر بیشتر روسیه اعلام کرد که جت جنگی روسیه ۱۷ ثانیه در اسمان ترکیه بوده و به همین دلیل انرا سرنگون کرده است. بیست سال حضور نظامی امریکا در کشور ویتنام که نه نفت و گاز دارد و نه محصول ارزشمند دیگری که به درد امریکا بخورد و به بهای جان ده ها هزار و شاید هم صدها هزار نفر سرباز امریکایی تمام شد دلیل دیگری بر رد سلاح هسته ای می باشد. چرا که اگر سلاح هسته ای داشت بیست سال طول نمی کشید. امریکا وقتی در توجیه جنگ ویتنام کم اورد به بهانه جلوگیری از نفوذ کمونیسم انرا چند ملیتی کرد و خروجی اینکار باعث بوجود امدن گروه های خطرناکی همچون خمر های سرخ شد که در کشورهای کامبوج, لائوس و خود ویتنام میلیونها نفر را قتل عام کردند.

    همچنین کودتای سال ۹۱ میلادی شوروی که منجر به فروپاشی این کشور گردید دلیل دیگری بر غیر واقعی واقعی بودن ابرقدرتی این کشور بود. کودتایی که به نظر ساختگی می رسید. چرا که در راس این کودتا که معاون رییس جمهور گنادی یانایف, وزیر دفاع دیمتری یازف, وزیر کشور بوریس پوگو و رییس کا گ ب ولادیمیر کوریوچکوف که قدرتمندترین افراد ان زمان بودند قرار داشتند چطور شکست خوردند. حتی بعد از دستگیری هم اعدام نشدند.

    در سال ۹۲ یا ۹۳ میلادی میخاییل گورباچف رییس جمهور وقت شوروی که بعد از کودتای ساختگی همکارانش عملا” قدرتی نداشت و یلتسین امور را کنترل می کرد کاسترو را خائن به بشریت خواند. واعلام این موضوع از سوی گورباچف میتواند اشاره ای به همکاری مخفیانه کاسترو با امریکا در راه انداختن بحران ساختگی وجود ۸۰ موشک اتمی شوروی در خاک کوبا در سال ۱۹۶۲ میلادی باشد که در طی این بحران ساختگی امریکا چند ماه دنیا را در ترس و وحشت نگاه داشت.بعد از این واقعه نیز جان کندی رییس جمهور امریکا ترور شد. همچنین خروج ذلت بار شوروی از افغانستان و نداشتن هیچ نقشی در معادلات قدرت در طی جنگ خلیج فارس نشان از بی قدرتی شوروی دارد. فاجعه عراق و سوریه نتیجه اعتماد احمقانه ملتها به ابرقدرتی شوروی بود که فکر میکردند شوروی توان مداخله دارد اما نمیدانستند که شوروی حتی قادر نیست مشکلات داخلی خودش را حل کند و از پس تعدادی چریک چچنی فاقد پشتیبانی هوایی نیز بعد از چند ماه جنگ پر تلفات به سختی بر امد و هنوز هم از ناحیه انها مورد تهدید است. امریکا مدعی است که بیست هزار بمب اتمی در اختیار دارد. ایا این ادعا منطقی است. ایا میتوان به افراد اعتماد کرد و این تعداد بمب اتمی را در صورت وجود در اختیار افراد در پایگاه ها و زیر دریایی ها قرار داد. واین خطر وجود ندارد که ممکن است افرادی تعدادی از این سلاح ها را در اختیار گرفته و برعلیه خود امریکا به کار ببرند و از دولت امریکا اخاذی کنند و خواستار سهیم شدن در قدرت شوند. همانطور که در یک سریال امریکایی (فصل ۷ سریال ۲۴) عده ای از امریکایی ها در منطقه ای در ۲۰ کیلومتری واشنگتن به نام استارک وود با در اختیار گرفتن تعدادی موشک شیمیایی و تهدید به حمله به شهرهای امریکا خواستار سهیم شدن در ساختار قدرت و ورود افراد انها در مراکز تصمیم گیری راهبردی از جمله پنتاگون هستند. که البته همانطور که انتظار می رفت قهرمان سریال موضوع را حل کرد شبیه سازی این موضوع در یک سریال نشان میدهد که اگر چنین سلاح هایی وجود داشته باشد تولید و پخش انها در مناطق مختلف چقدر خطرناک است و بیشتر از اینکه برای امریکاییها امنیت را به ارمغان بیاورد باعث ایجاد احساس نا امنی میشود. کلیپ هایی از انفجار گاز مایع در اینترنت وجود دارد که نحوه انفجار انها با انفجارهایی که اتمی وانمود میشوند کاملا” شباهت دارد و چه بسا امریکا چندهزار تن گاز مایع را همراه با هوای فشرده کافی منفجر میکند, انفجار عظیمی رخ میدهد و با استفاده از عدم اگاهی ملتها وانمود میکنند که این انفجار با یک تا سه کیلوگرم اورانیم غنی شده انجام شده است. و متاسفانه مردم دروغهای بزرگ را راحت تر باور میکنند. با یک جستجوی ساده در اینترنت کلیپ انفجار هفت تن گاز مایع در چین را ببینید وبا کلیپ انفجار های اتمی مقایسه کنید تا شباهتها را ببینید. اوایل مرداد ماه امسال (مرداد ۱۳۹۵) نیز یک مخزن گاز در ۲۸ کیلومتری بندر گناوه منفجر شد و شدت انفجار به حدی بود که مردم شهر گناوه صدای ان را شنیدند و نیروهای هلال احمر اعلام کردند که به دلیل دما و حرارت بالا امکان نزدیک شدن تا یک کیلومتری محل انفجار وجود ندارد.

    در این محل ها به علت حرارت زیاد ناشی از گاز تا شعاع چندین کیلومتر تمامی گونه های گیاهی وریشه انها از بین میرود و دیگر در این منطقه گیاهی سبز نمی شود. عکسهایی که در اینترنت قرار گرفت صحنه های بسیار وحشتناکی را نشان می دهد و مخصوصا” در تعدادی از عکسها صحنه های درخشان با رنگهای متنوع اما ترسناک اسمان همان تصویری را تداعی میکند که به عنوان پرتوها و تشعشعات ناشی از انفجار اتمی وانمود میکنند.

    امریکا برای باور بیشتر مردم جهان سریال ها و فیلمهای زیادی در موضوع بمب اتم ساخت که بیشترین مانور انها بر روی سریال ۲۴ می باشد که حدود یک دهه برای ایجاد ترس بیشتر از بمب اتم با این سریال مردم دنیا را سرگرم کردند.سریالی که تماما” خیالبافی و سوپرمن سازی می باشد.و از لحاظ زمانی امکان انجام این همه کار در ۲۴ ساعت وجود ندارد. حدود ۵ سال پیش در فوکوشیمای ژاپن یک سونامی مشکوک رخ داد و نیروگاه اتمی ان نیز منفجر شد. اما عملا” هیچ تخریب وحشتناکی توسط این نیروگاه رخ نداد و با ان همه اب و گل روان محیط زیست الوده نشد.و تمام تخریبها توسط همان سیل مشکوک ایجاد شد. شهر فوکوشیما یکی از مهمترین شهرهای اقتصادی ژاپن است که دارای کارخانه های تولید لوازم منزل, کامپیوتر, و اتوموبیل سازی بود که همه انها در سونامی مشکوک از بین رفت و عملا” رقیب تجاری اروپا و امریکا حد اقل برای چندین سال از صحنه خارج شد. هم اکنون نیروگاه فوکوشیما بازسازی شده و مردم در همانجا زندگی می کنند. ایجاد مصنوعی سونامی امکان پذیر می باشد. در واقع نیرو گاه هسته ای در کار نیست. موضوع از این قرار است که در هر کجا از زمین اگر چاهی عمیق حفر کنیم (بالای سه کیلومتر) کف چاه داغ است. دو چاه حفر میکنند و بین انها را به طریقی تخریب می کنند تا U شکل شود از یک چاه اب میریزند و از چاه دیگر بخار اب با فشار بیرون می اید که با ان توربین ها را به حرکت در میاورند و برق تولید میکنند و برای بازدهی بالا بخار به اب گرم تبدیل شده و مجددا” به چاه بر میگردد و چرخه تکرار میشود. که به ان انرژی زمین گرمایی میگویند. برای راحتی کار و بازده بالا نیروگاه ها را نزدیک مناطق اتش فشانی میسازند تا هم چاه با عمق کمتری حفر کنند و هم به مواد مذاب نزدیکتر است و دما ی بیشتری به اب داده میشود و ابر قدرتها در این زمینه اطلاعات غلط میدهند. اگر نیروگاه های هسته ای خطرناکند و برای محیط زیست زیانبارند چرا در مناطق خطرناکی مثل کوه های اتش فشانی ساخته میشوند. حدود ۶ ماه پیش یک نیروگاه اتمی ژاپن که در نزدیکی کوه اتش فشانی قرار داشت منفجر شد اما هیچ اتفاقی نیفتاد. و همینطور منفجر شدن چند نیروگاه اتمی در امریکا و بلژیک در ماه های اخیر دلالت بر غلط بودن اطلاعات داده شده در مورد این نیروگاه ها میباشد و واقعیت چیز دیگریست.و اگر دقت کنید ابر قدرتها به هر کشوری که خودشان بخواهند اجازه استفاده از انرژی زمین گرمایی را میدهند. چرا که اگر همه کشورها بخواهند از این انرژی عظیم و تمام نشدنی استفاده کنند کنترل کشورهای جهان مخصوصا” کشورهای جهان سوم از دست انها خارج میشود. و خلاصه میکنم که بمب اتم همان اقا گرگه دوران کودکی ماست. اگر این موضوع لو برود که بمب اتم یک خالی بندی بیشتر نیست و وجود خارجی ندارد امریکا از درون فرو خواهد پاشید چرا که مردم امریکا تا به حال فکر میکردند که کشورشان یک ابر قدرت است و از اینکه سالها فریب خورده اند باعث میشود که احساس خریت کنند و حس بی اعتمادی به دولت امریکا بوجود می اید و بین انها اختلاف شکل میگیرد. نوشته طولانی شد و ممکن است باعث خستگی و سر رفتن حوصله شما گردد. امیدوارم این نوشته اولین میخ را بر تابوت دروغ بودن بمب اتم بکوبد.و در عین حال بر تابوت سایر دروغهایی از این دست.

    برای شروع بحث علمی (درباره دروغ بودن ادعای وجود سلاح هسته ای) ابتدا توضیح مختصری در باره عناصر رادیو اکتیو و ساختار بمب اتمی خیالی داده می شود:

    طبق تعاریفی که در کتابها به ما گفته اند عنصر رادیو اکتیو عنصری است که خود بخود واپاشیده میشود و به عناصر کوچکتر تجزیه میشود. ونحوه واپاشی به این صورت است که اگر هرتعداد اتم از عنصر رادیواکتیو داشته باشیم نیمی از انها شروع به تجزیه و واپاشی نموده و بعد از مدت معینی که به ان نیمه عمر میگویند کاملا” تجزیه شده و به عناصر سبکتر تجزیه میشوند. سپس از تعداد اتمهای باقیمانده نیمی از اتمها انتخاب شده و تجزیه میشوند و مجددا” از اتمهای باقیمانده نیمی دیگر انتخاب شده و انقدر این فرایند تکرار میشود تا دیگر اتمی باقی نماند. عنصر اورانیم دارای ۳ ایزوتوپ طبیعی به شماره های ۲۳۳, ۲۳۵و۲۳۸ میباشد.که شماره های ۲۳۳و ۲۳۵ رادیو اکتیوند. درصد این ایزوتوپها در یک نمونه به ترتیب ۹۹٫۳ درصد شماره ۲۳۸ و ۰٫۷ درصد شماره ۲۳۵ میباشد. مقدار شماره ۲۳۳ انقدر ناچیز است که ان را در محاسبات در نظر نمیگیرند. اورانیم مورد نظر برای نیروگاههاو سلاح هسته ای شماره ۲۳۵ میباشد که طی فرایندی به نام غنی سازی جدا میشود.و بسیار وقت گیر و زمانبر میباشد به طوری که برای رسیدن به غلظت بالای ۹۰ درصد که برای بمب اتمی لازم است عمل غنی سازی باید ۴۰۰۰ مرتبه تکرار شود. اساس عمل غنی سازی قانون گراهام میباشد که یک گاز هرچقدر جرم مولکولی کمتری داشته باشد سریعتر حرکت میکند. فلز اورانیم با گاز فلوئور واکنش داده میشود تا به هگزا فلوراید اورانیم تبدیل شود که جامد است اما اگر ان را به دمای ۵۶ درجه برسانیم تبدیل به گاز میشود. و بعد این گاز از منافذ بسیار ریز عبور داده میشود که هگزا فلوراید مربوط به ایزوتوپ سبکتر یعنی شماره ۲۳۵ به علت جرم کمتر سریعتر از منافذ عبور میکند. از یک منبع حاوی هگزا فلوراید اورانیم نیمی از ان از منافذ عبور داده میشود.به دو قسمت تقسیم میشود که ان مقداری که از گاز که از منافذ عبور کرده دارای مقدار بیشتری از اورانیم شماره ۲۳۵ میباشد که ان را انتخاب نموده و همین عمل مجددا” انجام شده و نصف میشود. و ۴۰۰۰ بار عمل نصف کردن انجام میشود تادر نهایت غلظت اورانیم شماره ۲۳۵ به بالای ۹۰ درصد برسد. حال به تجزیه و تحلیل موضوع میردازیم: اتمهای یک عنصر کاملا” مشابهند و خصوصیات فیزیکی و شیمیایی دقیقا” یکسانی دارند. هیچ دلیلی وجود ندارد که تعدادی اتم خودبخود و بدون هیچ مقدمه ای شروع به واپاشی کنند و اتمهای دیگر صبر کنند تا واپاشی ان اتمها تمام شود و بعد تازه اتمهای باقی مانده به دو دسته تقسیم شوند و یک دسته انتخاب شده و شروع به واپاشی کنند و دوباره ان دسته صبر کنند تا نوبت به انها برسد. ضمن اینکه همیشه عمل نصف شدن دقیق نیست, یعنی به عنوان مثال اگر ۳۰ اتم داشته باشیم ۱۵ تای ان شروع به واپاشی میکنند و وقتی نوبت ۱۵ تای دیگر شد نمیتواند دقیقا” دو دسته شود و اگر خوشبینانه به دو دسته ۷تایی و ۸تایی تقسیم شوند چه عاملی تعیین میکند که کدام دسته زودتر شروع به واپاشی نماید تا نوبت دسته دیگر شود. یعنی موضوع نیمه عمر جای سوال دارد چون در اتمها چیزی به عنوان شعور و قدرت تشخیص و انتخاب وجود ندارد. یک مورد دیگر که درباره نیمه عمر قابل درک نیست این است که ادعا میکنند بوسیله نیمه عمر سن خیلی چیزها را تعیین میکنند. مثلا” میگویند یک موجود تا وقتی زنده است نسبت کربن رادیواکتیو به کربن معمولی ان مقدار ثابت و مشخصی است و وقتی می میرد این نسبت تغییر میکند و از روی تغییر نسبت زمان مرگ ان را مشخص می کنند. در صورتی که خاصیت رادیواکتیو موجود زنده و مرده نمیشناسدو مستقل از حیات موجودات عمل میکند. و در عین حال هیچگاه نمیتوان از روی نسبتها سن چیزی را تعیین کرد, حتما” باید برای بدست اوردن سن باید برای حل معادلات مربوط به نسبتها, جرم اولیه ویا یک معادله جرمی شامل جرم اولیه معلوم باشد. وقتی میخواهند از روی یک تکه استخوان سن موجود زنده را تعیین کنند از کجا مشخص میکنند جرم اولیه ماده رادیواکتیو موجود در استخوان چقدر بوده که حالا این مقدارش باقی مانده و سن ان را اعلام میکنند.پس اعدادی را که اعلام میکنند من در اوردی است. مثل اینکه بگوییم نسبت سن علی به رضا ۲ است, سن هر کدام جقدر است. تا یک رابطه سنی دیگر مشخص نباشد نمیتوان سن انها را مشخص نمود و مسأله بی نهایت جواب دارد. نیمه عمر اورانیم را حدود ۴٫۵ میلیارد سال بر اورد کرده اند. برای تعیین نیمه عمر یک عنصر رادیواکتیو باید مقدار مشخص از ان را وزن نماییم و در شرایط کاملا” ایزوله در یک بازه زمانی مناسب نگهداری نماییم و پس از طی بازه زمانی مقدار باقی مانده ان را وزن نموده و زمان نیمه عمر را بدست اوریم. ۴٫۵ میلیارد سال عدد بسیار بزرگی است. اگر ما بر روی مقداری از اورانیم عملیات تعیین نیمه عمر را انجام دهیم به علت بالا بودن زمان نیمه عمر عملا” تغییری در وزن ان در بازه های زمانی حتی چند ماهه نخواهیم دید چون با توجه به زمان نیمه عمر بالای اورانیم مقدار واپاشی شده انقدر ناچیز است که ترازوها قادر به نشان دادن این مقادیر نیستندویا دقت مناسبی ندارند. اصلا” چرا زمان نیمه عمر ها تا این حد متفاوتند که بعضی ها در حد میلیارد سال و بعضی در حد کسری از ثانیه اعلام شده و همیشه در انحصار ابرقدرتهاست و مردم عادی امکان دسترسی وبررسی به این موارد را ندارند تا صحت و سقم این موضوعات معلوم شود. در مورد غنی سازی ۴۰۰۰ بار عمل نصف کردن غیر ممکن است. ما حتی اگر یک محموله یک میلیون تنی یعنی یک میلیارد کیلوگرم را ۳۰ دفعه هم نصف کنیم, تقریبا” یک کیلو گرم ان باقی میماند.محاسبه کنید و عدد یک میلیارد را ۳۰بار بر ۲ تقسیم کنید تقریبا” یک خواهد شد. اگر ۴۰۰۰ مرتبه بر ۲ تقسیم کنید حتی یک اتم هم باقی نمیماند. پس با فرایند نصف کردنهای متوالی نمیتوان به نتیجه رسید و محدودیت داریم. و در ضمن انجام ۴۰۰۰ بار کار متوالی زمان بسیار زیادی را میطلبد که این یکی را دیگر بررسی نمیکنیم. سانتریفوژ ابزاری است که برای جدا سازی ذرات معلق در مایعات بکار می رود. بدین صورت که دارای ظرفهایی است مایعات را درون انها میریزند و با سرعت به دور خود می چرخند و در اثر نیروی گریز از مرکز ذرات جامد در ته ظرف رسوب می کنند و انها را جدا میکنند. در فرایند غنی سازی اورانیم صحبت از غنی سازی گاز هگزا فلوراید اورانیم توسط سانتریفوژ میباشد و اصلا” در مورد گازها سانتریفوژ معنایی ندارد. سانتریفوژ فقط محتص مایعات می باشد. در جاهایی که چاه زمین گرمایی حفر میکنند باید هزاران تن خاک را از چاه خارج کنند و در اعماق پایین چاه اکثرا” ترکیبات گوگردی و نیتراتی و آمونیاکی است که زرد رنگ هستند و ممکن است همان چیزی را که به عنوان کیک زرد به ما معرفی می کنند همین خاکها باشند و وقتی از چاه بیرون کشیده میشوند نمیتوان این خاکها را بر روی سطح زمین رها کرد چون توسط باد و طوفان در محیط زیست پراکنده میشوند و برای موجودات زنده مضرند و مخصوصا” باعث بروز بیماریهای تنفسی و گوارشی میشوند. این خاکها باید در یک مکان امن دفن شوند که معمولا” در چاه های نفت خشک شده میریزند و به ما وانمود میکنند که زباله های هسته ای را به دلیل داشتن پرتوها و تشعشعات مضر به داخل این چاه ها میریزند.

    حال به بررسی بمب اتم میپردازیم:

    ساختار بمب اتم به این شکل عنوان شده است که عنصر اورانیم این خاصیت را دارد که هر اتم ان وقتی یک نوترون به ان برخورد میکند شکافته میشود مقداری انرژی و ۲ یا ۳ نوترون ازاد میکند که نوترونهای ازاد شده به اتمهای دیگر برخورد کرده و باز هرکدام مقداری انرژی و ۲ یا ۳ نوترون ازاد میکنند و این واکنشها به صورت زنجیره ای ادامه پیدا میکند و در کسر بسیار کوچکی از ثانیه میلیاردها میلیارد اتم اورانیم انرژی خود را ازاد میکنند که انرژی هسته ای نام دارد. در واقع مدعی هستند مقدار انرژی را که اورانیم در مدت ۴٫۵ میلیارد سال ازاد میکند در کسری از ثانیه ازاد میکنند. یعنی اگر ۱۰ کیلو گرم اورانیم شماره ۲۳۵ داشته باشیم در طی ۴٫۵ میلیارد سال ۵ کیلو گرم ان به انرژی تبدیل میشود. در بمب اتمی این مقدار انرژی را در کسر بسیار کوچکی از ثانیه ازاد می کنند. طبق معادله مشهور انیشتین یعنی E=MC^2 نوع عنصر نقشی ندارد وفقط مقدار جرم مهم است. پس اگر ۱۰کیلو گرم عنصری با نیمه عمر کم مثلا” یک ساعت داشته باشیم چون زمان نیمه عمر کوتاه است و طی یک ساعت ۵ کیلو گرم ان به انرژی تبدیل می شود می تواند در حد یک بمب اتمی متوسط ویرانگر باشد و حتی مقادیر کوچک ان نیز ویرانگر است چون طبق معادله تبدیل جرم به انرژی انیشتین مقدار انرژی ناشی از تبدیل یک گرم نیز مقدار بسیار زیادی است. طبق گفته خودشان هر شکافت هسته ای ۲ یا ۳ نوترون ازاد میکند پس اگر توده ای اورانیم موجود باشد باید خودبخود منفجر گردد چون نیمی از اتمها خود بخود در حال شکافتند و همیشه حداقل هزاران میلیارد نوترون در درون توده اورانیم در دسترس میباشد. هرچند عنوان میکنند که توده اورانیم را به چند قسمت تقسیم میکنند تا از حالت جرم بحرانی خارج شود و سیستمی را طراحی کرده اند که موقع انفجار قطعات به هم می چسبند. اما موضوع این است که چون یک بمب اتم که معمولا” به صورت کلاهک روی موشکها سوارند کاملا” ایزوله بوده ونیمی از اتمهای اورانیم هم مدام در حال تولید گرما و پرتوها و تشعشعات رادیواکتیو هستند که بعد از مدتی درون بمب اتم انقدر داغ میشود که یا بمب را منفجر میکند و یا از کار می اندازد.چون گرما وپرتوها مدارات درون بمب را از بین میبرد. اصلا” اگر این بمبها اینقدر خطرناکند چرا اسرار ساخت ان را فاش کردند و با ذکر تمام جزئیات به بقیه دنیا اعلام کردند هیچ عاقلی این کار را نمی کند مگر اینکه نیرنگ و حیله ای در کار باشد. تعدادی عکس به همراه این مقاله ارسال شده که اگر دقت کنید در تمام انفجارات به اصطلاح اتمی یک چیز مشترک است و ان اینکه در قسمت قارچی شکل انفجار, ماده ای در حال سوختن است. که همانطور که در اولین مقاله عنوان شد انفجار اتمی چیزی جز یک انفجار گازی در مقیاس بالا نیست. و ان چیزی که در داخل قسمت قارچی شکل در حال سوختن است همان گاز مورد استفاده می باشد.و هرچه مقدار گاز بیشتر باشد تا ارتفاع بالاتری میرود و قارچ بزرگتری تولید میکند.اگر انفجار را در خشکی انجام دهند صدها تن اهک, گچ, پودر الومینا و موادی از این قبیل با ان مخلوط میکنند تا اتش گاز را بپوشاند و مخفی کند و برای توجیه این پودرهای سفید رنگ اعلام میکنند که اورانیم به عناصر سبکتر تجزیه شده است. میدانید که گچ و اهک ترکیبات کلسیم هستند.اما کل اورانیمی که مورد استفاده قرار میگیرد طبق گفته خودشان بین شصت تا صد کیلو گرم میباشد و این همه پودر سفید رنگ نمیتواند با این مقدار اورانیم تولید گردد. ضمنا” انجام ازمایش در خشکی باعث ایجاد طوفان شدید و ایجاد ریزگردها وزلزله شدید می شود. اکثرا” این آزمایشها را در زیر آب انجام میدهند.به دو دلیل: اول اینکه در زیر اب صدای انفجار تا حدود زیادی خفه میشود و کمتر شک بر انگیز میشود که این صدا ناشی از چیست. چون صدا ی مهیب در انفجارات شیمیایی مثل تی ان تی و سایر مواد منفجره رخ میدهد. دوم اینکه وقتی چندهزار تن گاز مایع که با هوای فشرده کافی در زیر اب منفجر شود مقدار زیادی اب را بخار میکند که با سرعت بالا امده و بدون نیاز به افزودنی ها مثل گچ یا اهک قارچ سفید رنگ تشکیل میگردد.دلیل تشکیل قارچ این است که در ارتفاع بالا فشار هوا کمتر است و گاز منبسط شده وکروی میشود. البته انجام ازمایش در زیر اب باعث میشود که موج انفجار تا حدود زیادی توسط اب خنثی شود و از ایجاد زلزله در خشکی جلوگیری کند. و تنها پس لرزه های خفیفی رخ میدهد. زمانی که چندهزار تن گاز در زیر اب منفجر میشود در ابتدا ده ها هزار تن اب به بالا پرتاب میشود که در این فاصله اب از سمت ساحل به سوی دریا کشیده میشود و بعد دوباره اب با شدت به پایین برمیگردند که باعث میشود موج عظیمی از اب باسرعت سرسام اور و وحشتناکی به سمت ساحل حرکت کند و ایجاد سونامی کند.

    در مورد بمب هیدروژنی اشکالات اساسی بیشتری در صحبتهایشان وجود دارد. به این شکل که میگویند بمب اتمی فقط چاشنی بمب هیدروژنی است که باید دما را به سیصد میلیون درجه سانتی گراد برساند تا بمب هیدروژنی منفجر شود ان هم چند ثانیه بعد از انفجار اتمی.

    اول اینکه در بمب هیدروژنی نه تنها جرمی به انرژی تبدیل نمیشود بلکه به قول خودشان هسته های سبک به هم می چسبند و جرم بزرگتری ایجاد میشود و به اصطلاح همجوشی صورت می گیرد ودر ظاهر محاسبات نشان میدهد که باید از بمب اتمی قدرت کمتری داشته باشد که برای دلیل قویتر بودن ان توجیه مسخره ای می اورند. بعد در دمای سیصد میلیون درجه در ان واحد همه چیز به بخار تبدیل می شود و فرصت هیج عملیات دیگری نیست. ظاهرا” بمب هیدروژنی انفجار گازی دیگری است که به جای گاز مایع طبیعی از هیدروژن مایع استفاده می شود وچون گاز هیدروژن نسبت به گاز مایع طبیعی قدرت اتشگیری و انفجاری بیشتری دارد قدرت تخریب بیشتری دارد. در مورد بمب اتمی تزار که ادعا میکنند معادل ۱۰۰ میلیون تن, تی ان تی قدرت داشته است یک سری سؤال پیش می اید. بمب هیروشیما دارای ۶۰ کیلو گرم اورانیم غنی شده بود که بنا به گفته خودشان ۵ درصد ان یعنی ۳ کیلو گرم ان به انرژی تبدیل شد و قدرت این بمب ۱۵ هزار تن, تی ان تی بود. پس هر ۳ کیلو گرم اورانیم معادل ۱۵هرار تن, تی ان تی می باشد. در بهترین حالت راندمان انفجار ۲۰ درصد می باشد. پس برای بمب ۱۰۰ مگاتنی باید چیزی حدود ۳۳۰۰۰ کیلو گرم اورانیم به انرژی تبدیل شود. بعد در یکی از کتابهایشان گفته اند جرم بحرانی ۳ کیلو گرم است. یعنی باید اورانیم بمب تزار به ۸۰۰۰ قطعه تبدیل شود تا خودبخود منفجر نشود. و این ۸۰۰۰ قطعه باید در هنگام انفجار به هم بچسبند. که از هر نظر بررسی شود معقول نیست. چه سیستمی بسازند که ۸۰۰۰ قطعه اورانیم را در کسری از ثانیه در هنگام انقجار به هم بچسباند. و چطور ان را با هواپیما حمل کنند؟ در چند تا از کلیپها این موضوعات سؤال برانگیزی به وضوح قابل مشاهده است. در کلیپی دیگر تعدادی سرباز و درجه دار با یک توپ جنگی یک گلوله اتمی را پرتاب میکنند که در فاصله نه چندان دوری از انها منفجر میشود که سوال برانگیز است. در یکی از کلیپها عده ای بدون دغدغه و خیلی خونسرد در حال فیلمبرداری از صحنه انفجار اتمی هستند که این موضوع سوالاتی را ایجاد میکند که پس ان همه خطراتی که عنوان میکردند چه میشود؟ در کلیپ انفجار هفت تن گاز مایع در چین قارچی شبیه قارج ناشی از بمب اتم ایجاد شده است و خیلی مخوف و وحشتناک به نظر میرسد و حتی نحوه چرخش قسمت قارچی شکل آن شبیه چرخش قارچ به اصطلاح اتمی است. حال تصور کنید اگر به جای هفت تن, مقدار گاز هزار تن و یا بیشتر باشد چه عظمتی دارد و چقدر ویرانگرتر است. در این کلیپ در ابتدای انفجار مخرن هفت تنی, اتش تا شعاع دهها متر را میسوزاند سپس جمع شده وهمچون قارچ اتمی بالا میرود و پرتو های نورانی در دهها متر دورتر از اتش در کلیپ به وضوح معلوم است.اگر در شعاع اتش ایجاد شده افراد تخلیه نشده بودند انتظار دهها هزار کشته میرفت و کسانی که درمعرض پرتوهای نورانی بعد از شعاع اتش قرار بگیرند دچار سوحتگی های وحشتناک میشوند که اگر قرار بر حقه بازی باشد میتوان وانمود کرد که این افراد با اشعه گاما ویا پرتوهای رادیواکتیو دیگر دچار سوختگی شده اند. اصلا” انرژی چیزی نیست که به صورت مجرد و خالص دیده شود بلکه همراه با ماده ظاهر میشود. اگر راست میگویند به ما توضیح دهند جنس قارچ سفید رنگ از چیست و در اخر چه سرنوشتی پیدا میکند. ما در واقع سوختن یک ماده را میبینیم و انرژی قابل دیدن نیست. انچه به عنوان بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی عنوان میکنند میتواند یک نوع تبانی بین هیروهیتو امپراطور ژاپن و دولت امریکا باشد که چون در پایان جنگ جهانی دوم ارتش ژاپن تسلیم نمیشد و زور هیروهیتو هم به نظامیان ژاپنی نمیرسید مخفیانه و بدور از چشم نظامیان مخزنهای بزرگی از گاز مایع به دو شهر غیر نظامی وارد کردند وبا انفجار انها و کشتار مردم بیگناه ان را ازمایش اتمی جلوه داده وبا ترساندن نظامیان ارتش ژاپن را وادار به تسلیم نمودند و در عوض هیروهیتو امپراطور ژاپن اجازه یافت تا پایان عمرش بر ژاپن حکومت کند و بعد از مرگش نیز پسرش به قدرت رسید. مورد دیگری که جای سوال دارد انرژی خورشید است. دانشمندان اعلام کرده اند که در هر ثانیه حدود پنج میلیون تن ماده به انرژی تبدیل میشود که اگر هر پنج کیلوگرم ان را یک بمب اتمی با کارایی صد در صد در نظر بگیریم معنای ان اینست که در هر ثانیه یک میلیارد بمب اتمی بسیار قوی منفجر میشود و اگر در بیست و چهار ساعت در نظر بگیریم تعداد ۸۶۴۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰(هشتادوشش هزارو چهارصد میلیارد) عدد بمب اتمی در شبانه روز در خورشید منفجر میشود. که این تعداد نه تنها باید خورشید را نابود کند بلکه باید تمام منظومه شمسی را اتش بزند.(با فرض مدل خورشید مرکزی)که عملا” چنین اتفاقی نمی افتد. و حتی کوچکترین اخلالی در نظم کار خورشید رخ نمیدهد. یعنی فرایند تولید انرژی خورشید ان چیزی که میگویند نیست. یا هنوز ناشناخته است و یا اطلاعات نادرست به ما میدهند. و الا بعد از میلیاردها سال که از عمر خورشید می گذرد با این همه انفجار قوی باید خورشید نابود شده باشد. برای مهم کردن موضوع بمب اتم دهها ادم عجیب و غریب را با اسامی پر ابهت و نسبت دادن کشفیات و معادلاتی به انها به جامعه معرفی کردند, مثل البرت انیشتین با ان موهای ژولیده ویا رابرت اوپنهایمر و ورنر هایزنبرگ وهمچنین اروین شرودینگر. یک معادله معروف در فیزیک اتمی وجود دارد به نام معادله شرودینگر که بدون انکه بگویند از کجا امده و راهی برای اثبات ان ارایه دهند ان را در کتابهایی به نام های فیزیک کوانتوم یا شیمی کوانتوم و یا مکانیک کوانتوم عنوان می کنند وهیچ مفهوم قابل درکی ندارد و خود ارایه دهندگان این معادله به این موضوع اذعان دارند که تابع موج Ψ هیچ مفهوم فیزیکی ندارد ولی می گویند توان دوم ان احتمال حضور الکترون را نشان میدهد که ان هم هیچ معنایی ندارد چون بعد از مدتی این معادله هم با تناقضاتی برخورد می کند و نظریه دیگری به نام نظریه موج-ذره بوجود امد که ان هم اشکالات خاص خودش را دارد. این معادله شرودینگر هیچ جا به جز در مورد هیدروژن ان هم با صرف نظر از هامیلتونیان هسته قابل حل نیست.و در موارد خاصی با روشهای من دراوردی مثل تابع ازمایشی با ضرایب نامعین ویا روش اختلال جوابهایی بر حسب پارامتر دیگری به نام تابع Φ بدست می اورند که هیچ ارزش محاسباتی نداشته و تماما” سر کاری بوده و باعث اشفتگی و خستگی مغز میشود. فیزیک دانان و شیمی دانان هر جا در توجیه پدیده ها کم بیاورند خیلی سریع به تابع موج و معادله شرودینگر چنگ میزنند و با اینکه هیچکدامشان قادر نیست حتی یکی از معادلات شرودینگر را حل کنند طوری با اب و تاب وحرارت صحبت میکنند که گویا خدای علمند و راه حل در معادله شرودینگر است و انها ان را میدانند.

    منبع: ادعای شهروند ایران: سلاح اتمی وجود خارجی ندارد

    بیشتر بخوانید:
    https://ir.sputniknews.com

    گفته های آقای alexander p de seversky مخترع و خلبان (آمریکایی-روسی) درباره هیروشیما و ناکازاکی بعد از حادثه اتمی: در هیروشیما من برای صحنه ای متفاوت و کاملا غیر عادی آماده بودم! اما وقتی هیروشیما را بازدید کردم مانند شهر های سوخته دیگری که دیده بودم بود. درختان با تنه و تیر های تلفن و ستون های سوخته ولی تقریبا سالم! پل ها و جاده های سالم بودند!! این کاملا عجیب است، زیرا یک بمب هسته ای با چیزی که به ما درباره آن گفته اند چیزی برای ماندن باقی نمیگذارد و همه چیز را تبدیل به خاکستر میکند! حتی برخی ساختمان ها ساختاری سالم و دست نخورده داشتند اما این چگونه ممکن است؟ این انفجار آنگونه که فکر میکنیم نبوده است شاید اصلا بمب هسته ای در کار نبوده. زیرا بمب هسته ای همه چیز را با خاک یکسان میکند و چیزی باقی نخواهد گذاشت!! هیچ اثری از پدیده های غیر عادی پیدا نکردیم! تقریبا همه جای شهر میشد درختان و ستون ها و ساختمان هایی با ساختار سالم که فقط سوخته بودند پیدا کرد! برخی درختان دارای برگ های سوخته نیز بودند که این نشان میدهد فاجعه هیروشیما ربطی به بمب هسته ای ندارد! برخی چوب ها هنوز سالم بودند و هیچ اثری از سوختگی بر روی آن ها دیده نمیشد. سایبان ها و برخی شیشه ها سالم بودند و دست نخورده آیا میشود یک بمب هسته ای با آن شدت شیشه و تنه درختی باقی بگذارد ؟ یک بمب هسته ای دارای مواد رادیواکتیوی است که تاثیرات آن تا ۵۰۰ سال باقی خواهد ماند اما بعد از یک ماه پوشش گیاهی در هیروشیما دوباره رشد کرد و مردم دوباره شروع به بازسازی شهر کردند در حالی که چنین چیزی نباید ممکن باشد مهم تر اینکه پل ها و اکثر ساختمان ها سالم بودند و این کاملا عجیب است و من را به شک فرو میبرد.

    آیا این میتواند تاثیرات یک بمب هسته ای بر یک شهر باشد؟ قطعا نه! اثرات سوختگی شدید بر مردم و ساختمان ها و درختان نشان میدهد که این بمب نه بمب هسته ای بلکه بمب باران ناپالم بوده است که جهنمی عظیم در هیروشیما و ناکازاکی بر پا کرده بود

    ناپالم چیست؟ ناپالم ماده‌ای آتش‌زا و نوعی بمب محتوی نوعی ترکیب مایع، ترجیحاً بنزین است با اکتان ۸۰ و یکی از پودرهای ام ۱ یا ام ۲ یا ام ۹، که پس از پرتاب و برخورد به هدف، مادهٔ ژلاتینی تولید کند و با شعله و حرارت زیاد بسوزد. ناپالم از بنزین یا پلی‌استیرن یا نفت، به‌همراه موادی که به آن ویژگی ژله‌ای و چسبندگی می‌دهند، مانند صابون یا یونولیت (مقوای آکاسیف) ساخته می‌شود. این مادهٔ آرام‌سوز و چسبنده، بدنه اجسام و انسان را کم‌کم و به‌شدت می‌سوزاند. چند قطره ناپالم جسمی ۲x۲ متر مکعب را نابود می‌کند. بدون تماس مستقیم نیز می‌تواند با حرارتی بین ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ درجه سانتی گراد اجسام را نابود کند. ناپالم آب‌گریز است. آتش ناپالم به سادگی با آب خاموش نمی‌شود. بمب‌های ناپالم در جنگ جهانی دوم با بنزین و صابون ساخته می‌شد. نخستین نسخهٔ این بمب در سال ۱۹۴۲ در دانشگاه هاروارد طراحی شد؛ و نخستین بار در ژوئن ۱۹۴۴ و اواخر جنگ جهانی دوم در جریان نبرد تینیان توسط نیرهای ایالات متحده آمریکا علیه ژاپن و سپس در نبرد نرماندی بکار گرفته شد.

    هیروشیما و ناکازاکی بدون هیچ گونه مشکلی در حال شکوفایی و رشد هستند حتی بدون شواهد سرطان های طولانی مدت اما هنوز ادعا میشود این دو شهر دارای میزان ابتلا به سرطان زیادی هستند که این ادعا اهمیتی ندارد زیرا در کشور هند نیز افراد مشکل دار بسیاری به وجود می آیند آیا میشود نتیجه گرفت هندوستان را بمباران هسته ای کرده اند؟ قطعا نه! اگر بمب هسته ای در ۷۵ سال قبل در هیروشیما برخورد کرده باشد باید سالانه افراد مشکل دار و بیماری زیادی را مشاهده کنیم حتی نباید شاهد رشد گیاهان در مناطق رادیواکتیوی باشیم آب ها باید آلوده شوند اما چنین چیزی هرگز اتفاق نیوفتاد.

    طی تحقیقاتی که توسط تیم دیل ال پرستون از شرکت بین المللی هیروسوفت در سال ۲۰۰۳ منتشر شد میزان تابش و تشعشعات در هیروشیما و ناکازاکی کمتر از چیزی بوده که انتظار میرود و کاملا طبیعی است و مانند نقاط دیگر در زمین میباشد! حتی میزان سرطان مشاهده شده در مردم هیروشیما و ناکازاکی بسیار طبیعی بوده است ولی طی چند سالی افزایشی مشاهده شد ولی دوباره کاهش یافت و به حالت اول برگشت.

    این نوشته را با سخن وینستون چرچیل نخست وزیر اسبق انگلستان به پایان می برم که:

    حقیقت انقدر با ارزش است که باید ان را در حصاری از دروغها پوش

  5. کرامت سلیمی گفت:

    با سلام و عرض ادب و احترام

    سایت بسیار خوبی دارید و اخباری را منتشر می کنید که کمتر رسانه ای

    انها را منتشر می کند.

    چندین بار مقالاتی را خدمتتان فرستادم اما ظاهرا” بی تفاوت از کنار انها
    رد شدید و انها را با وجود مفید بودن

    منتشر نکردید و این یک تبعیض اشکار است.

    و مغایر با اهداف، سیاستها و اولویتهای پایگاه خبری تحلیلی شما می باشد.

    و این می تواند به اعتبار یک رسانه لطمه بزند.

  6. سلام ممنون از سایت خوب و مطالب مفید و ارزندتون.استفاده کردیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*


آرشیو مطالب